نکاتی ارزنده از کتاب گلستان سعدی شیرازی
کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و
نیت جزم که بَقیِت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند تو نیز اگر توانی، سر خویش گیر
و راه مجانبت [دور شدن] پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر
ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریق معروف که آزردن دوستان
جهلست وکفارت یمین [سوگند] سهل و خلاف راه صوابست و نقص رای
اولوالالباب [خردمندان]، ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.
زبان در دهان ای خردمند چیست؟
کلید ِدر ِ گنج ِصاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیله ور
اگر چه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طَیره [سبکی] عقلست، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی ملقب به شیخ سخن از نوابغ و شعرای قرن هفتم می باشند که نثرهای سجع ایشان در بوستان ستاره صنایع ادبی چکاد(قله) ادبیات ایران زمین بوده و شاید قرنها بعد از اینهم احدی توانایی با اورا نداشته باشد،همچنانکه گلستان ایشان به قول قدما کسی از 7 سالگی گلستان را حفظ باشد ،در عین سادگی جملات ،شاید هفتاد سالگی ،از معانی عمیق آن سر در بیاورد........
گوشه گیری کرده بودم