بیوگرافی و زندگی نامه بیژن نجدی

شناخت‌نامه بیژن نجدی
به مناسبت زادروز این شاعر


بیژن نجدی، شاعر و داستان نویس گیلانی در 24 آبان 1320 از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در رشت گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال 1339 وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال 1343 از همان دانشکده در رشته ریاضی فارغ التحصیل و با سمت دبیر در دبیرستانهای لاهیجان مشغول به تدریس شد. پدرش از افسران مبارزی بود که در قیام افسران خراسان نقش داشت و در مسیر رفتن به گنبد کاووس به دست تعدادی ژاندارم کشته شد. نجدی از سال 1345 فعالیت های ادبی جدی خود را آغازکرد. هر چند او را بیشتر به عنوان داستان نویس می شناسند اما هیچ یک از مخاطبانش منکر شاعر بودن او نیستند.
نجدی نویسنده‌ای باذوق بود که غالب آثارش در سبک‌های واقع‌گرایی و فراواقع‌گرایی شكل گرفت و عناصر شاعرانه بسیاری در داستان هایش استفاده کرد، به حدی که می توان آنها را داستان های شاعرانه دانست. معمولا در میان نویسندگان ایرانی تلاش در زمینه درآمیختن شعر و داستان چندان موفق نبوده ولی نجدی در این مورد کاملا بجا و موفق عمل کرده است طوری که آرایه هایی ادبی در آثار او به جان خواننده اش  نفوذ می کند.
نجدی در سال ۱۳۴۹ با پروانه محسنی آزاد ازدواج کرد و حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر بود. او در زمان حیات 52 ساله خود تنها یک كتاب به چاپ رساند و همان مجموعه باعث شهرت قابل توجهی در سال 73 برایش شد." یوزپلنگانی که با من دویده اند"؛ كتابی است که با وجود حجم کم، زیباترین و پرکشش ترین داستان های فارسی را در خود جای داده و در سال ۷۳ و ۷۴ نیز جایزه قلم زرین و جایزه گردون را به خود اختصاص داده است. باقی آثار نجدی به کوشش همسرش بعد از مرگ به انتشار رسید و بايد گفت در آن زمان بود که مخاطبان وی با چهره اصلی شاعرانه اش آشنا شدند.
در کارنامه ادبی بیژن نجدی، تندیس یادمان بنیاد شعر فراپویان به خاطر برگزیده اشعار دهه هفتاد و لوح افتخار به پاس جانسروده‌ها در پاسداشت آیین‌های ملی و میهنی ثبت شده است. از وی اشعار گیلکی اندکی نیز باقی‌مانده‌است.
در مقدمه مجموعه داستان های ناتمام آمده است: "به شکل غم انگیزی «بیژن نجدی» هستم. متولد خاش، گیله مرد هم هستم، متولد ۱۳۲۰؛ سالی که جنگ جهانی دوم تمام شد. تحصیلات: لیسانسه ریاضی. یک دختر و یک پسر دارم. اسم همسرم پروانه است. او می گوید، او دستم را می گیرد، من می نویسم ."

بیژن نجدی در چهارم شهریور ۱۳۷۶ به علت بیماری سرطان ریه درگذشت. آرامگاه او در شهر لاهیجان در جوار بقعه شیخ زاهد گیلانی قرار دارد. مهم‌ترین آثاری که از وی به‌جا مانده عبارت است: «دوباره از همان خیابا‌ن‌ها»، «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، «برگزیده اشعار» و «خواهران این تابستان».

بیوگرافی محمدرضا ژاله بازیگر نویسنده گوینده

بیوگرافی محمدرضا ژاله بازیگر نویسنده گوینده

محمدرضا ژاله متولد ۳۰ مرداد ۱۳۶۹ در تهران بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون اهل ایران است. وی در ۲۰سالگی، با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی مزرعهٔ پدری

وارد دنیای تصویر شد او علاوه بر بازیگری، در زمینه‌های گویندگی  قصه گویی و نویسندگی نیز

فعالیت دارد.

مجموعهٔ تلویزیونی

عنوان فیلمسال ساختکارگردان
معمای شاه ۱۳۹۴تا۱۳۹۰ محمدرضا ورزی
هشت بهشت ۱۳۹۱ سعید عالم‌زاده
مزرعهٔ پدری ۱۳۸۹ عبدالرضا صادقی جهانی

سینمایی

عنوان سینماییسال ساختکارگردان
بهرام ۱۳۹۵ شقایق الله وردی

زندگی نامه و بیوگرافی محمد رضا شجریان

 زندگی نامه و بیوگرافی محمد رضا شجریان خواننده :

محمدرضا شجریان (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد) موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده و خوشنویس اهل ایران است.
وی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است و آلبوم‌های بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است. او به دلیل نوع صدا و سبک مخصوص به خود و تصنیف‌های ملی میهنی که اجرا کرده، شناخته می‌شود.
سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوور سان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهانو همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌است.
محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران،  بنیان‌گذار گروه شهناز  و مبدع چند ساز موسیقیمی‌باشد. همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا معروف‌ترین تلاوت‌های قرآنیِ اوست. این اثر توسط سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری به عنوان اثر ملی ثبت شده است . خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.

Mohamdreza Shajarian.jpg

محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۱ دو آلبوم بی‌تو بسر نمی‌شود و فریاد را منتشر کرد که با همکاری حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان اجرا شده بودند. این دو آلبوم نامزد جایزه گرمی شدند. این گروه چهارنفره در زمستان سال ۱۳۸۲ نیز جهت کمک به زلزله‌زدگان بم در تهران کنسرتی برگزار کردند که با نام هم‌نوا با بم شناخته می‌شود. وی درآمد حاصل از فروش دی وی دی این کنسرت را به پروژهٔ باغ هنر بم که خودش آن را تأسیس کرده بود، اختصاص داد. شجریان، علیزاده، کلهر و همایون شجریان در پاییز ۱۳۸۴ نیز یک کنسرت برگزار کردند که حاصل آن آلبوم‌های ساز خاموش و سرود مهر بود و پس از آن دیگر این چهار نفر با یکدیگر همکاری نکردند. از سال ۱۳۸۶، محمدرضا شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرت‌هایی در تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا و کانادا اجرا کرد. در این دوران، دو اثر به نام‌های غوغای عشق‌بازان (آلبوم صوتی) و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا (آلبوم تصویری) به همراه گروه آوا اجرا و به بازار عرضه شد. در همین سال مادر شجریان درگذشت و وی در مراسم ختم مادرش پس از ۳۰ سال، دعای ربنا را دوباره خواند. شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعهٔ موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می‌پردازد. پس از برگزاری کنسرت شجریان در ونکوور کانادا، گلوب اند میل، شجریان را افسانهٔ موسیقی شرق معرفی کرد.

محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۷ یک گروه موسیقی بنیان‌گذاری کرد و آن را به افتخار جلیل شهناز (نوازندهٔ نامی تار)، گروه شهناز نامید.از جمله اعضای این گروه می‌توان به مژگان شجریان (دختر او) و مجید درخشانی (نوازنده تار و سه تار) اشاره کرد. از آن زمان به بعد، محمدرضا شجریان با این گروه فعالیت داشته است. یکی از ویژگی‌های مهم این گروه موسیقی، استفاده از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان است که برخی از آن‌ها ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را مناسب جایگزین با سازهای غربی همچون ویولون می‌کند.

پس از دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران، محمدرضا شجریان در نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری کند. وی گفت: «سرودهایی که خوانده به‌ویژه سرود ایران، ای سرای امید متعلق به سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد». وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ‌یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند. وی در گفتگو با بی‌بی‌سی گفت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی‌نژاد، خس و خاشاک به حرکت درآمده‌اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود». در همین دوران شجریان تک‌آهنگ زبان آتش را در حمایت از معترضان و در پی اعتراضات سال ۱۳۸۸ با آهنگ‌سازی خودش و تنظیم مجید درخشانی و شعر فریدون مشیری منتشر کرد.پس از این اتفاقات، پخش دعای ربنا نیز در صدا و سیما ممنوع شد.

در سال ۱۳۸۹، محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز یک تور کنسرت جهانی برگزار کرد که دو مورد از این کنسرت‌ها منتشر شده‌اند. کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی و اثر دیگر کنسرتی در لندن می‌باشد که به صورت رسمی توسط بی‌بی‌سی پخش شد. مجید درخشانی (سرپرست گروه شهناز)، این دو کنسرت را از موفق‌ترین کنسرت‌های این گروه می‌داند که در آن بسیاری از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

آلبوم‌های بی‌تو بسر نمی‌شود، فریاد، هم‌نوا با بم، جام تهی، ساز خاموش، سرود مهر، غوغای عشق‌بازان، کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا، آه باران و رندان مست همگی در دههٔ ۱۳۸۰ توسط شرکت دل آواز منتشر شدند.

 

محمدرضا شجریان در سال ۱۳۷۰ با همکاری داریوش پیرنیاکان، مرتضی اعیان و جمشید عندلیبی، کنسرت‌هایی را در تور اروپا و آمریکا برگزار کرد که آلبوم‌های پیام نسیم، دل مجنون و سرو چمان حاصل این اجراها می‌باشند.

 

محمدرضا شجریان پس از طلاق از فرخنده گل‌افشان، درحدود ۵۳ سالگی و در سال ۱۳۷۱ با کتایون خوانساری ۲۶ ساله ازدواج کرد. حاصل ازدواج دوم او پسری به‌نام رایان است که در سال ۱۳۷۶ در کانادا متولد شده است.

 

در سال ۱۳۷۱ با همکاری گروه آوا آلبوم آسمان عشق را منتشر کرد. مدتی بعد آلبوم مربوط به کنسرت پاریس سال ۱۳۷۲ محمدرضا شجریان به همراه محمدرضا لطفی و مجید خلج در قالب آلبوم چشمه نوش به بازار عرضه شد. شجریان مدتی بعد آلبوم‌های بهاریه، جان عشاق و گنبد مینا که حاصل همکاری خودش با پرویز مشکاتیان در سال‌های دهه ۱۳۶۰ می‌باشند را منتشر کرد. آلبوم قاصدک که آخرین همکاری شجریان با مشکاتیان است نیز در همین دوران اجرا شد اما هیچگاه به صورت رسمی و با کیفیت مناسب به بازار نیامد. آلبوم یاد ایام که حاصل کنسرت آمریکا در تابستان ۱۳۷۱ بود و این اثر اولین آلبوم منتشر شده از همکاری محمدرضا شجریان با پسرش، همایون شجریان بود. یاد ایام در سال ۱۳۷۴ انتشار یافت. مدتی بعد آلبوم رسوای دل با همکاری گروه آوا منتشر شد. وی در سال ۱۳۷۵ نیز در آلبومی با آهنگ‌سازی مجید درخشانی تحت عنوان در خیال همکاری کرد. در سال ۱۳۷۶ آلبوم‌های معمای هستی با همکاری محمدرضا لطفی، عبدالنقی افشارنیا و همایون شجریان و عشق داند که مربوط به بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی به همراه محمدرضا لطفی در سال ۱۳۵۹ بود، منتشر شدند. همچنین در این سال، آلبوم شب وصل با همکاری داریوش طلایی، سعید فرج‌پوری و همایون شجریان به بازار عرضه شد. شجریان در سال ۱۳۷۷، آلبوم شب، سکوت، کویر را با آهنگ‌سازی کیهان کلهر منتشر کرد که بر اساس موسیقی مقامی شمال خراسان با آواز محلی است؛ و در آن برخی سازهای محلی نیز استفاده شده‌اند. حاج قربان سلیمانی در این اثر به هنرمندی پرداخته است. محمدرضا شجریان کمی بعد نیز یک بار دیگر با گروه آوا همکاری کرد که حاصل آن دو آلبوم آهنگ وفا و آرام جان بودند.

 

محمدرضا شجریان در سال ۱۳۷۸ جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد.

 

شجریان با همکاری حسین یوسف‌زمانی آلبوم بوی باران را در سال ۱۳۷۸ منتشر کرد و از سال ۱۳۷۹، همکاری خود را با حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون آغاز کرد و این همکاری تا اوایل دهه ۱۳۸۰ ادامه داشت. اولین آلبوم حاصل این همکاری زمستان است بود که در سال ۱۳۷۹ به صورت زنده در کالیفرنیا، اجرا و ضبط شد و سپس به بازار آمد. آلبوم زمستان است بر اساس شعر زمستان اثر مهدی اخوان‌ثالث اجرا شده است.

 

 

دهه ی ۱۳۹۰

محمدرضا شجریان آلبوم صوتی مرغ خوش‌خوان و دو آلبوم تصویری کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در تهران که مربوط به همکاری او با گروه شهناز بود را در اوایل دههٔ ۱۳۹۰ منتشر کرد. پس از آن، به صورت موقت با برادران پورناظری (تهمورس پورناظری و سهراب پورناظری) همکاری کرد که حاصل آن آلبوم رنگ‌های تعالی می‌باشد. البته این اثر به صورت رسمی منتشر نشده، بلکه بر روی اینترنت پخش شده‌است. محمدرضا شجریان، بعد از آن، همکاری با برادران پورناظری را قطع کرد و در سال ۱۳۹۳ یک بار دیگر به‌همراه گروه شهناز و با حضور سعید فرج‌پوری یک تور کنسرت جهانی با عنوان سرگشتگان عشق برگزار کرد.

سال ۱۳۹۱، شجریان به تبریک زادروز بهرام بیضایی به خانهٔ وی در کالیفرنیا رفت؛ و بهار سال بعد در آواخوانیِ آرش بیضایی در دانشگاه استنفورد حضور یافت.

در سال ۱۳۹۴ حسین نوش‌آبادی اعلام کرد که محمدرضا شجریان برای برگزاری کنسرت ممنوعیت قانونی دارد. شجریان در هفتم شهریور ۱۳۹۴ به‌علت عوارض ناشی از سرماخوردگی، در بیمارستان کسری بستری شد.

محمدرضا شجریان در پیام ویدئویی برای تبریک نوروز ۱۳۹۵ با چهره‌ای دگرگونه و موهای بسیار کوتاه حاضر شد. برخی سایت‌ها از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.

خود من هم با یک میهمان ۱۵ ساله‌ای سال‌هاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الآن هم من به خاطر همان اینجا ایستاده‌ام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچهٔ حرف‌گوش‌کنی شدم و چند وقت دیگر هم در این‌جا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم این‌جا، برای این‌که با این میهمان بتوانیم به تفاهم برسیم ان‌شاءالله. به تفاهم که رسیدیم، راه می‌افتم می‌آیم به سراغ شما هم‌میهنان عزیزم و کارهای هنری‌ام را دنبال خواهم کرد.

 

 

خاطرات محمد قاضی مترجم

مرحوم محمد قاضی، مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب خاطراتش روایت می کند:

در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند. جنگ جهانی به پایان رسیده بود، اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم...

ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم...

در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود. به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد. مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آن چنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند...

کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود، گفت:

آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید...

سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود. اما کدخدا آن چنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند...

شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیس های معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند...

ضمن صرف غذا گفتم:

کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید.

به سادگی گفت: ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!!

لقمه غذا در گلویم گیر کرد. شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم. با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشت زده نگاهش کردم...

حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت :

نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و این ها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم، اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.

در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم. مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند. حاکمانی که خود کوچک ترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسان ها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند...

📚خاطرات یک مترجم
👤محمد قاضی

خواندنی‌های بسیار جالب واژه‌شناسی

خواندنی‌های واژه‌شناسی🔽🔽🔽🔽



🌀آبشار

آبشار مرکب است از آب + – شار (از شاریدن به معنی جاری شدن و ریختن).  شاریدن از مصدرهای عتیقه‌ی فارسی است که فسیل آن را از دوران مزوزوئیک یافته‌اند.  این « – شار» را در واژه‌ی سرشار (لب‌ریز) هم داریم؛  یعنی چیزی که پر می‌شود و مایع از لبه‌هایش بیرون می‌ریزد.  معادل انگلیسی آبشار waterfall است؛  یعنی جایی که آّّب فرومی‌ریزد.

🔷آفتابه

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که آفتابه چه ربطی به آفتاب دارد؟  اگر پرسیده‌اید، طبعا” به جوابی هم نرسیده‌اید.  اکنون بدانید و آگاه باشید که آفتابه در واقع هیچ ربطی به آفتاب ندارد.  آفتابه در اصل آبتابه (آب + تابه) بوده‌است؛  یعنی ظرفی که آن را پر از آب می‌کنند.

🔷 آنفولانزا

واژه‌ی آنفولانزا (influenza) در اصل ایتالیایی است و ظاهرا” از طریق فرانسوی یا انگلیسی وارد فارسی شده‌است.  این واژه در اصل به معنی تأثیر و نفوذ است (هم‌ریشه با influence انگلیسی).  وجه تسمیه‌ی آنفولانزا این است که اروپایی‌های خرافاتی قدیم این بیماری را ناشی از تأثیر ستاره‌ها می‌دانستند؛  بنابراین آنفولانزا یعنی بیماری ناشی از تأثیر ستاره‌ها!  در ضمن بهتر است آن را با همین املای آنفولانزا بنویسیم، نه آنفلوآنزا یا آنفلوانزا.

🔷استوا

اِستِواء در عربی مصدر باب افتعال از ریشه‌ی «س‌و‌ی» و به معنی تساوی و برابری است.  خط فرضی استوا کره‌ی زمین را به دو نیم‌کره‌ی مساوی تقسیم می‌کند.  معادل انگلیسی آن یعنی equator هم از ریشه‌ی لاتینی و به معنی مساوی‌کننده و برابرکننده است.  بعضی‌ها این واژه را به‌اشتباه اُستُوا تلفظ می‌کنند.  (ظاهرا” تلفظش را با اُستُوار اشتباه گرفته‌اند.)

🔷الاغ

تحول معنایی این واژه‌ی عزیز مصداقی است از تنزل انسان به حیوانیت یا نشستن راکب به‌جای‌ مرکب.  داستان از این قرار بوده که واژه‌ی ترکی الاغ در قدیم به معنی پیک و قاصد بود و خر یا اسبی را که پیک سوارش می‌شد «خر الاغ» یا «اسب الاغ» می‌گفتند.  کم‌کم کمال هم‌نشین در او اثر کرد و الاغ مترادف شد با خر.

🔷بازرگان

بازرگان در اصل بازارگان (بازار + – گان) بوده؛  یعنی کسی که با بازار سر و کار دارد.

🔷بوقلمون‌صفت

آدمِ بوقلمون‌صفت ثباتِ عقیده و رفتار ندارد و نان را به نرخِ روز می‌خورَد. راستی تاحالا فکر کرده‌اید چرا به چنین آدمی «بوقلمون‌صفت» می‌گویند؟ چه ربطی به بوقلمون دارد؟ نکته این‌جاست که بوقلمون در اصل به‌معنیِ آفتاب‌پرست است که نوعی بزمجه است و رنگ عوض می‌کند و خود را به رنگِ محیط درمی‌آورَد. این‌که چگونه نامِ خزنده‌ای به نامِ پرنده‌ای تبدیل شده از عجایب است. واژۀ «بوقلمون» تحریفی از یک واژۀ یونانی است که شکلِ انگلیسی‌اش chameleon است. این واژه از دو جزء تشکیل شده و روی‌هم‌رفته «شیرِ خاکی» معنی می‌دهد! شکلِ مُعَرّبِ قدیمی‌اش «خامالاوُن» است که در فرهنگ‌های قدیمیِ فارسی آمده‌است. در انگلیسی نیز مثلِ فارسی، chameleon هم به‌معنیِ آفتاب‌پرست است و هم به‌معنیِ آدمِ بوقلمون‌صفت.

🔷پاتوق

امروزه پاتوق به جای ثابت و مشخصی می‌گوییم که دو یا چند نفر باهم قرار می‌گذارند هر چند وقت یک بار در آن‌جا هم‌دیگر را ببینند و گپ بزنند؛ مثلا” کافه یا قهوه‌خانه.  جالب است بدانید که این واژه‌ی به‌ظاهر بسیط در واقع مرکب است از پا (پای؛ کنارِ) + توق (در ترکی به معنی بیرق؛ عَلَم)، و در اصل مربوط به نظامیان بوده.  در قدیم سربازان پای توق، یعنی کنار بیرق یا عَلَم، جمع می‌شدند و بعد به‌سوی مقصد به راه می‌افتادند.

🔷پاچه‌خاری

شرط می‌بندم اگر می‌خواستید این واژه را بنویسید، «پاچه‌خواری» می‌نوشتید، نه «پاچه‌خاری»، چون تحت تأثیر واژه‌هایی از قبیل گیاه‌خواری، خام‌خواری، روزه‌خواری، زمین‌خواری، و… قرار دارید.  اما آیا از خودتان پرسیده‌اید که این واژه چه ربطی به خوردن دارد؟  مگر پای طرف را می‌خورند؟!  می‌بینید که ربطی به خوردن ندارد.  پاچه‌خاری مرکب است از پاچه + – خاری (از خاریدن به معنی خاراندن)؛ یعنی خاراندن پای طرف، که کنایه از چاپلوسی کردن و مجیز گفتن است.  خاریدن به معنی خاراندن در قدیم به کار می‌رفت:  کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

🔷پیش غازی و ملق‌بازی

شرط می‌بندم اگر می‌خواستید این اصطلاح را بنویسید، «قاضی» می‌نوشتید، نه «غازی»؛  و حالا هم تعجب کرده‌اید که من «غازی» نوشته‌ام.  من به شما حق می‌دهم که اشتباه کنید.  اما هرگز از خود پرسیده‌اید که قاضی چه ربطی به ملق‌بازی (ملق زدن) دارد؟  خب معلوم است که ربطی ندارد.  ماجرا از این قرار بوده که غازی در قدیم به معنی معره‌گیر بود؛  یعنی کسی که جلو تماشاچیان حرکات نمایشی ماهرانه‌ای، از جمله ملق زدن، انجام می‌داد.  معما چو حل گشت آسان شود!