بیوگرافی حسام منظور بازیکر

تماشاگران تلویزیون امسال بین مجموعه‌های تلویزیونی ویژه ماه مبارک رمضان، نقش‌آفرینی منظور را در سریال برادرجان به تماشا نشسته‌اند. حسام منظور که این شب‌ها با چاووش در قاب تلویزیون دیده می‌شود از وسواسش در انتخاب نقش و مسیر اصولی بازیگر‌شدن که تلاش کرده در آن قدم بردارد، می‌گوید.

روزنامه همشهری - نیلوفر ذوالفقاری: سال گذشته از بین سریال‌های پرتعداد تلویزیونی، مجموعه‌ای تاریخی به نام بانوی عمارت موردتوجه بینندگان قرار گرفت. حسام منظور که نام و چهره‌اش برای علاقه‌مندان به تئاتر شناخته‌شده‌تر است، با بازی در نقش شازده‌ارسلان ناگهان به چهره‌ای محبوب در تلویزیون تبدیل شد. تماشاگران تلویزیون امسال بین مجموعه‌های تلویزیونی ویژه ماه مبارک رمضان، نقش‌آفرینی منظور را در سریال برادرجان به تماشا نشسته‌اند. حسام منظور که این شب‌ها با چاووش در قاب تلویزیون دیده می‌شود از وسواسش در انتخاب نقش و مسیر اصولی بازیگر‌شدن که تلاش کرده در آن قدم بردارد، می‌گوید. گفت‌وگوی ما را با این بازیگر و مدرس بازیگری بخوانید.

بازیگری از تئاتر شروع می‌شود

به‌عنوان یک تئاتری چه شد که سراغ بازی در تلویزیون رفتید؟

من فکر می‌کنم تئاتری و غیرتئاتری نداریم! ما فقط بازیگر داریم. در همه دنیا هم آنچه تدریس می‌شود بازیگری است نه شاخه‌ای از آن؛ درست مثل عکاسی که این هنر را می‌آموزد و بعد انتخاب می‌کند که سراغ عکاسی مستند، خبری یا هنری برود. هدف نهایی هر حرفه و آموزشی که در آن حوزه داده می‌شود مهم است. به‌نظر من بازیگری از تئاتر شروع می‌شود و مسیر دیگری را برای بازیگر‌شدن نمی‌شناسم. فکر می‌کنم وقتی بازیگر هستم، یعنی باید روی صحنه رفته باشم. اساسا بازیگری از تئاتر شروع می‌شود و من هم سعی کردم این حرفه را از مسیر اصلی آن شروع کنم. پیش از این هم تجربه حضور در تلویزیون را داشتم، اما چون در نقش‌های اصلی بازی نکرده بودم، به اندازه بانوی عمارت و برادرجان دیده نشدم. این هم از نتایج موانع زیاد بازیگری برای بازیگران تئاتر است که در سینما و تلویزیون دیر دیده می‌شوند و می‌توان طوماری از بازیگران بزرگ نام برد که بعد از ۳۵ سالگی بازیگری آن‌ها موردتوجه قرار گرفته است.

این دیر دیده‌شدن سنگی است که سینما و تلویزیون پیش راه بازیگر می‌اندازد؟

واقعیت این است که بازیگر باید ۱۰ تا ۱۵ سال آموزش ببیند و تجربه کسب کند، دیده‌شدن نباید به سرعت اتفاق بیفتد. بازیگری شغلی سخت و نیازمند علم‌آموزی در حوزه علوم اجتماعی و نظری است، بنابراین قرار نیست یکی دو سال بعد از شروع کار، دیده شوی. اگر بازیگران خارجی در سن جوانی می‌درخشند و موردتوجه قرار می‌گیرند به این دلیل است که آن‌ها آموزش‌دیدن را از کودکی شروع می‌کنند. اما از طرف دیگر برای بازیگران آموزش‌دیده هم موانعی برای رسیدن به جایگاه مناسب در سینما و تلویزیون وجود دارد. بازیگری تئاتر و رفتن روی صحنه هیچ‌وقت نباید کاری آسان و بی‌اهمیت به‌نظر برسد.

بعد از بانوی عمارت از وسواس برای انتخاب نقش بعدی گفته بودید. چاووش چه ویژگی‌ای داشت که راضی شدید انتخابش کنید؟

بعد از بانوی عمارت چند پیشنهاد بازیگری داشتم و فیلمنامه‌هایی به دستم رسید. برای من مثل همه بازیگران معیار‌های مختلفی برای انتخاب یک نقش وجود دارد. چیزی که برایم اهمیت دارد این است که کاراکتری که بازی می‌کنم چالش‌های دراماتیک داشته باشد. از کاراکتر‌های یکنواخت و تخت دوری می‌کنم، چون معتقدم نقش باید جای کار‌کردن تکنیکی را به من بدهد. چاووش این ویژگی موردنظر مرا داشت. از طرف دیگر گروهی که قرار است با آن کار کنم برایم مهم است و برادرجان عوامل حرفه‌ای و خوبی داشت که دوست داشتم با آن‌ها کار کنم.

بازیگری از تئاتر شروع می‌شود

چرا در سینما کم‌کارتر بوده‌اید؟

برای من خوب بودن کار مهم است نه قاب آن. این مرزبندی‌ها در کشور ما باب شده، در هرحالی‌که در همه جای دنیا بازیگر می‌تواند در هر قابی که به او پیشنهاد می‌شود ظاهر شود. فکر می‌کنم سینما ضرورتا قاب باکیفیتی نیست. این تصور که سینما خوب و باکیفیت و تلویزیون ضعیف است درست نیست. در سینمای ما در سال ۵ یا ۶ فیلم خیلی خوب ساخته می‌شود و بقیه فیلم‌ها در حد معمولی یا حتی ضعیف هستند؛ بنابراین سینما آرمانشهر بازیگر ایرانی نیست. اما اگر پیشنهادی برای بازیگری در سینما وجود داشته باشد، باز هم برای من اولویت با کیفیت کار است.

شما تجربه تدریس بازیگری در دانشگاه را دارید. فکر می‌کنید آموزش آکادمیک این حرفه هم‌اکنون چقدر حرفه‌ای است؟

آموزش بازیگری در ایران از همان ابتدا یعنی بیشتر از ۱۰۰ سال قبل، چندان علمی نبوده است. علاقه‌مندان به این هنر که از اروپا برگشته بودند تنها براساس علاقه‌مندی تلاش کردند این کار مهم را انجام دهند، اما بعد در دوره‌ای آموزش‌های خوبی ارائه شد و افرادی مانند حمید سمندریان که با فضای علمی این حرفه آشنا بودند شاگردان خوبی تربیت کردند. متأسفانه هم‌اکنون هیچ متر و معیاری برای آموزش‌ها وجود ندارد، چون نظارتی بر روند آموزش بازیگری صورت نمی‌گیرد. الان هر کسی با کمترین تجربه بازیگری می‌تواند کلاس بازیگری برگزار کند، درحالی‌که لااقل ۲۰ سال پیش اوضاع این‌طور نبود. قبلا اگر کسی می‌خواست کارگردان شود سال‌ها شاگردی و دستیاری می‌کرد، اما حالا اوضاع طوری شده که هرکسی می‌تواند سراغ ساخت نمایش برود. سال گذشته به‌عنوان داور خانه تئاتر ناچار شدم برای انتخاب بهترین بازیگر سال به تماشای نمایش‌هایی بنشینم که اصلا قابل دیدن نبودند. فکر می‌کنم باید نهاد نظارتی وجود داشته باشد تا آموزش‌ها اصولی ارائه شود. فعلا نهاد نظارتی فقط در بحث ممیزی فعالیت می‌کند.

شما برای بازیگری خود الگو داشته‌اید؟

نه، من به داشتن الگو اعتقاد ندارم. فکر می‌کنم الگو‌ها می‌توانند ما را گمراه کنند، چون ممکن است باعث شوند خودمان را نشناسیم. البته بازی بازیگران بزرگ را همیشه دنبال کرده‌ام و دوست داشته‌ام، اما متر و معیارم برای دوست‌داشتن یک هنرمند فقط کیفیت کارش بوده است. از بین بازیگران خارجی آنتونی هاپکینز را دوست دارم، اما معلوم است که شباهتی بین ما وجود ندارد. از بین بازیگران داخلی هم برای من احمد آقالو بازیگر ویژه‌ای بوده است. بازیگران دهه ۶۰ خیلی قدرتمند و ماندگار هستند که حتما دلیل این موضوع به نوع آموزش‌ها و کسب تجربه آن‌ها برمی‌گردد.

نقشی هم بوده که با خودتان گفته باشید کاش من آن را بازی می‌کردم؟

بیشتر نقش‌هایی را که می‌بینم می‌گویم کاش خودم آن را بازی کرده بودم. فکر می‌کنم این ویژگی بازیگری است و خیلی وقت‌ها بازیگر فکر می‌کند شاید می‌توانست آن نقش را بهتر هم بازی کند. هم‌اکنون در سینمای ایران فیلمی که آن‌قدر خوب باشد تا حسرت بازی در آن را بخوری کم ساخته می‌شود. متأسفانه ما گرفتار پروسه خصوصی‌سازی هنر شده‌ایم و به‌جای اثر هنری، محصول هنری تولید می‌کنیم. محصول هنری هم در گیشه موفق است، اما ماندگار نمی‌شود. در گذشته مثلا بازی در فیلمی از علی حاتمی می‌توانست حسرت بزرگ یک بازیگر باشد، اما اکنون چنین حسرت‌هایی کمتر وجود دارد.

بازیگری از تئاتر شروع می‌شود

آخرین فیلمی که در سینما به تماشا نشستید کدام فیلم است؟

فیلم �غلامرضا تختی� را در سینما دیدم که به‌نظر فیلم بسیار خوبی هم بود. بعد از سال‌ها فیلمی به این خوبی در سینما دیدم که مطمئنم در آینده بیشتر از این هم موردتوجه قرار خواهد گرفت.

اهل سینما رفتن و تماشای فیلم‌ها روی پرده هستید؟

در گذشته بیشتر سینما می‌رفتم، اما گاهی کیفیت فیلم‌ها آن‌قدر خوب نبوده و حالا ترجیح می‌دهم بیشتر فیلم‌ها را در خانه ببینم، مگر آنکه از فیلمی تعریف شده و موردتوجه قرار گرفته باشد تا برای تماشای آن روی پرده وسوسه شوم.

تلویزیون تماشا می‌کنید؟

من تلویزیون هم می‌بینم. برخی معتقدند تلویزیون رسانه‌ای سطحی است، اما من چنین اعتقادی ندارم و به تماشای تلویزیون هم می‌نشینم. در کنار آن سعی می‌کنم حتما سریال‌های روز خارجی را دنبال کنم، چون این سریال‌ها جز سرگرم‌کننده بودن، برای من به‌عنوان بازیگر جنبه آموزشی هم دارند. ما نیاز به یاد گرفتن داریم و این به‌معنای غربزدگی نیست. می‌توانیم علم بازیگری و فیلمسازی غربی را بیاموزیم و محتوای بومی خودمان را در آن بگنجانیم.

فکر می‌کنید این سریال‌ها سطح سلیقه مخاطبان را تغییر داده است؟

تماشای سریال‌های خارجی که در سال‌های اخیر بیشتر باب شده سطح سلیقه بینندگان را بالا برده است. مدیران سینما و تلویزیون هم اعتراف می‌کنند که کار سخت شده، چون ما با مخاطبان جدیدی مواجه هستیم که آثار روز فیلمسازی و سریال‌سازی دنیا را دنبال می‌کنند. راضی کردن چنین مخاطبی قطعا آسان نخواهد بود. سال‌ها قبل فقط ۲ شبکه تلویزیونی وجود داشت و بعضی از خانواده‌ها هم دستگاه ویدئو داشتند، اما الان با چند کلیک، مخاطب به‌روزترین آثار را تماشا می‌کند و کیفیت آن‌ها را با هم مقایسه می‌کند. ما هم ناگزیریم به‌روز شویم.

بازیگری از تئاتر شروع می‌شود

برای به‌روز شدن در فیلمسازی باید چه‌کاری انجام دهیم؟

امکانات ما تازه شده، اما برخی تفکرات ما هنوز عوض نشده است. سینما و تئاتر ما باید به طرف ساخت آثار اقتباسی و قصه‌های دراماتیک برود. بیشتر سریال‌های روز دنیا از رمان‌ها اقتباس شده‌اند، اما با وجود داشتن ادبیات غنی، در ایران برای ساخت فیلم و سریال سراغ ادبیات نمی‌رویم. ارتباط سینما و ادبیات در کشور ما از جایی به بعد قطع شده است. برای به‌روز شدن باید سراغ چنین تکنیک‌هایی برویم. به‌روز شدن داشتن بهترین دوربین‌ها و تجهیزات نیست بلکه باید نگرش و دیدگاهمان را تغییر دهیم. با آمدن مدیران جدید کم‌کم ضرورت این تغییر نگرش‌ها جدی گرفته می‌شود.

نقطه هدف شما کجاست؟ رسیدن به کدام قله باعث می‌شود از جایگاهتان راضی باشید؟

هدف من انجام کار فرهنگی است. دنبال خودنمایی و عرض‌اندام نیستم. همین که بتوانم در حرفه خود درست کار کنم و آموخته‌هایم را به جوانان تازه‌کار بیاموزم برایم راضی‌کننده است. در کنار آن من گوشه چشمی هم به فیلمسازی دارم. هم‌اکنون مشغول کار روی یک فیلمنامه هستم. هرچند ساخت این فیلم به این زودی‌ها اتفاق نمی‌افتد، چون با حوصله و وسواس زیادی کار را پیش می‌برم.

حرف دیگری مانده که بخواهید به خوانندگان این گفتگو بگویید؟

از مردم ممنونم که سریال برادرجان را تماشا می‌کنند و در اظهارنظر‌ها چه در فضای مجازی و چه در دنیای واقعی به من لطف دارند. واکنش‌های آنهاست که به من انرژی می‌دهد و باعث می‌شود در آینده هم تلاش کنم بهترین کارم را ارائه دهم. واقعیت این است که بدون مخاطب، بدون رضایت و توجه بیننده‌ای که به تماشای فیلم و سریال بنشیند هیچ‌کدام از تکنیک‌ها و آموزش‌هایی که برای آن تلاش کرده‌ایم به سرانجام نرسیده است. من از مردمی که بازی مرا تماشا کرده‌اند ممنونم و امیدوارم تا پایان کار هم به تماشای آن بنشینند و راضی باشند.

احترام‌ سادات حبیبیان / بازیگر سینما

نخستین تجربه‌ بازیگری‌ احترام‌سادات حبیبیان در «مصائب شیرین» برای او سیمرغ بلورین و تندیس جشن انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی را به عنوان بهترین بازیگر مکمل به ارمغان آورد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - احترام‌سادات حبیبیان مادر علیرضا (کارگردان) و محمدرضا داودنژاد (بازیگر) که میان اهل سینما با نام «مامان اتی» شناخته می‌شد صبح امروز، 19 آبان، پس از تحمل یک‌ دوره بیماری درگذشت.

حبیبیان و زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان، مادر کیومرث پوراحمد از نخستین مادرانی بودند که در فیلم‌های فرزندان‌شان به ایفای نقش پرداختند. حبیبیان جز فیلم «دختری در قفس» (قدرت‌الله صلح‌میرزایی) تنها در آثار پسرش بازی می‌کرد.

با وجود آنکه تعداد فیلم‌های حبیبیان از عدد 7 بیشتر نیست اما همین حضور کم او در میان علاقمندان سینما ماندگار و دیدنی است.

نخستین تجربه‌ بازیگری‌ او در «مصائب شیرین» برای او سیمرغ بلورین و تندیس جشن انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی را به عنوان بهترین بازیگر مکمل به ارمغان آورد.

بعد از آن «بهشت از آن تو (1379)»، «بچه‌های بد (1379)» ، « دختری در قفس(1381)» ، «هوو (1384)» ، «مرهم (1389)» و «کلاس هنرپیشگی (1391)» از دیگر فیلم‌های او بود با این همه در «مرهم» به اقتضای نقش بیشترش در قصه، نشان داد چه بازیگر قابلی‌ست.درگذشت علیرضا داودنژاد از علاقه‌ی همیشگی خانوادگی‌شان به فیلم دیدن و سینما رفتن یاد کرده و می‌گوید: « از همان اول همیشه در خانه ما بحث و بررسی فیلم‌ها و قصه‌های آنها متداول بود و خیلی درباره سینما در خانه ما حرف می‌زدند. خانوادگی به سینما می‌رفتیم و وقتی بر می‌گشتیم در خانه درباره فیلم‌ها و شخصیت‌های آنها بحث و گفت‌و گو می کردیم.»علیرضا داودنژاد با اشاره به انتخاب مادر و مادربزرگش برای دو نقش اصلی فیلم‌ "مرهم" توضیح داده بود: «اصولا وقتی به فکر این سوژه‌ها می‌افتم، بهترین آدم‌ها برایم آدم‌های واقعی هستند که آنها را می‌شناسم چون می‌توانم براساس شخصیت آنها، فیلم‌نامه را طراحی کنم. هم اشرف سادات مادربزرگم را خیلی خوب می‌شناسم چون از وقتی چشمم را بازکردم عزیز را دیدم و هم مادرم را که فکر می‌کنم طبیعی است که باید بشناسم. اینها آشناترین آدم‌های زندگی‌ام بودند و فکر کردم این آشنایان زندگی‌ام، خیلی بهتر می‌توانند به فیلم کمک کنند.»

مادر علیرضا داودنژاد ـ که در فیلم «مرهم» با مادرناتنی‌اش کبری حسن‌زاده (اشرف سادات) هم‌بازی شده بود، می‌گفت: «عزیز ـ اشرف‌سادات ـ چهل سال است که سینما نرفته است و اهل سینما رفتن و فیلم دیدن هم نیست. من تحت‌تاثیر بازی او در فیلم «مرهم» قرار گرفتم. سر فیلم احساس خجالت می‌کردم که ایشان همش از خدا حرف می‌زد و علیرضا نقشی را به من داده بود که فقط باید از پول حرف می‌زدم. اما همش در طول فیلمبرداری به خودم آرامش می‌دادم که این نقش را باید بازی بکنم و این نقش من هست و کاریش هم نمی‌توان بکنم.»درگذشت رضا داودنژاد (پسر علیرضا) که در فیلم «مرهم» نقش یکی از نوه‌ها را بازی می‌کند،یادآور شده بود:«مامان و عزیز وقتی تمرین می‌کردیم، اینقدر در نقش فرو می‌رفتند که وقتی کلید می‌زدیم، انگار زندگی می‌کردند.»حبیبیان درباره بازیگری سینما دیدگاه جذابی داشت که در مصاحبه‌هایش به آن اشاره می‌کند و با توجه به تجربه زندگی بسیار آموختنی و قابل توجه است که به بهانه سینما درس‌هایی از زندگی را به ما می‌آموزد.

« وقتی آدم با حس‌ و عشق به سراغ کاری می‌رود خوب از آب درمی‌آید. چه تجربه داشته باشد و چه نداشته باشد و چه مدرک داشته باشد و چه نداشته باشد. مثل خود زندگی است، وقتی با عشق بروی در آشپزخانه همه چی خوب درمی‌آید، اگر بی‌حوصله بروی چیزی خوب در نمی‌آید.

اگر بازی مثل زندگی نباشد که اصلا جذاب نیست. اگر کارگردان به بازیگری نقشی و دیالوگی را می‌دهد، اگر بازیگر با دیالوگ زندگی نکند و عشق نورزد هر چقدر هم که حرفه‌ای باشد، اثر خوب از آب درنمی‌آید، باید با نقش زندگی کرد. »

"مامان اتی" درباره علاقه‌اش به سینما در مصاحبه‌ای گفته بود: «وقتی جوان بودم سینما را دوست داشتم. ولی آن زمان برای خانواده‌ها ننگ بود اگر می‌گذاشتند دخترشان در سینما کار کند. اما در سال‌های بعد که از جوانی فاصله گرفتم سرانجام توانستم با فیلم‌های پسرم به سینما بیایم.»درگذشت از احترام سادات حبیبان وقتی پرسیده می شود که چرا غیر از فیلم‌های پسرش علیرضا در فیلم‌های دیگر کارگردان‌ها بازی نکرده‌ است؟ جواب می دهد: « خیلی‌ها با من صحبت کردند و پیشنهاد کار در فیلم‌هایشان را به من دادند ولی من به همه‌ی آنها گفتم؛ فقط در فیلم‌های پسرم بازی می‌کنم! چون فقط علیرضا است که به من انرژی می‌دهد و می‌توانم حرکت بکنم چون تا عشق نباشد،هیچ چیز حرکت نمی‌کند. هر وقت پسرم تشخیص دهد، بازی می‌کنم.»

احترام‌سادات حبیبیان که به قول نوه‌اش (رضا داودنژاد) فیلم‌بین حرفه‌ای بود، با زبان مادرانه‌اش درباره فیلم‌ها و سینما گفته بود: «فیلم باید مثل آموزشگاه باشد. وقتی کسی برای رفتن به سینما وقت و هزینه می‌گذارد، نباید دست خالی برگردد. فیلم باید اثرگذار باشد. باید در این دنیا خاطره بسازیم.»

جزئیات زندگی و مرگ ناصر ملک مطیعی هنرپیشه سینما

جزئیات زندگی و مرگ ناصر ملک مطیعی هنرپیشه سینما

ناصر ملک مطیعی بازیگر سینمای ایران ساعتی پیش در سن ۸۸ سالگی درگذشت. این بازیگر طی هفته گذشته به دلیل نارسایی کلیه و تنگی نفس در بیمارستان بستری شده بود.

ناصر ملک‌مطیعی کارگردان و بازیگر قبل از انقلاب سینما و تلویزیون ایران است که بعد از انقلاب فعالیت اندکی در این عرصه داشته و فیلم «نقش نگار» آخرین بازی وی در عرصه سینما به شمار می‌آید که هنوز اکران عمومی نشده است.

ناصر ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون متولد سال ۱۳۰۹ در تهران بوده  قبل از آنکه به سینما بیاید معلم ورزش دبیرستان‌های تهران بود

چندی پیش وی در برنامه دورهمی با مهران مدیری گفتگو کرده بود که این برنامه بنا به دلایلی پخش نشد.

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک‌مطیعی (۱۳۰۹–۱۳۹۷) کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی پیش از انقلاب بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تغییر چارچوب‌های حاکم بر سینمای ایران، ملک‌مطیعی، هم چون فردین و بهروز وثوقی، جایی در سینمای پس از انقلاب نداشتند و زمینه ادامه فعالیت هنری آنها فراهم نشد. ملک‌مطیعی، پس از انقلاب و تا به امروز، در مشاغلی هم چون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشته‌است. اما در سال ۱۳۹۲ در فیلم سینمایی نقش نگار ایفای نقش کرد.

 

زندگی‌نامه

ناصر ملک‌مطیعی دیپلم رشتهٔ تربیت بدنی دانش‌سرای عالی تهران است و قبل از آن که به سینما راه یابد، معلم ورزش دبستان‌های تهران بود. او پس از ورود به سینما و کسب محبوبیت، به فعالیت در تئاتر (از ۱۳۳۵) و دوبلهٔ فیلم (۱۳۳۸) نیز پرداخت.

 

فعالیت هنری

فعالیت وی در سینما با بازی در صحنه کوتاهی از فیلم «واریته بهاری» (پرویز خطیبی، ۱۳۲۸) آغاز شد. بازی ملک مطیعی در دومین فیلمش («شکار خانگی» و «علی دریابیگی» ـ ۱۳۳۰) در حد بیان یک جملهٔ کوتاه در صحنهٔ یک میهمانی بود. اما بازی ملک مطیعی در «ولگرد» (مهدی رئیس فیروز، ۱۳۳۱) او را به اوج محبوبیت رساند و برای بازی در آن نخستین دستمزد فعالیت حرفه‌ای خود را گرفت. با موفقیت «ولگرد» بلافاصله در فیلم‌های «گرداب» (حسن خردمند، ۱۳۳۲) ـ که نخستین فیلم رنگی سینمای ایران بود ـ و سپس در فیلم «غفلت» (علی کسمایی، ۱۳۳۲) بازی کرد. ملک مطیعی پس از بازی در «غفلت»، از «پارس فیلم» به «دیانا فیلم» رفت، تا در ازای بازی در دو فیلم در سال، ماهانه هزار تومان دستمزد دریافت کند، اما پس از ایفای نقش در «چهارراه حوادث» (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۳۳) که متفاوت از سایر نقش‌های او بود، به خدمت نظام احضار شد. او پس از بازگشت، در فیلم «اتهام» (شاپور یاسمی، ۱۳۳۵) بازی کرد. ملک‌مطیعی در فاصلهٔ سال‌های (۴۰–۱۳۳۶) در فیلم‌های: «بازگشت به زندگی» (عطاالله زاهد، ۱۳۳۶)، «عروس فراری» (اسماعیل کوشان، ۱۳۳۷)، «طلسم شکسته» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۷)، «دشمن زن» (پرویز خطیبی، ۱۳۳۷)، «دوقلوها» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۸)، «اول هیکل» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۹)، عمو نوروز (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰)، آرامش قبل از طوفان (خسرو پرویزی، ۱۳۴۰)، عسل تلخ (حسین مدنی، ۱۳۴۰)، سایهٔ سرنوشت (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۰) و آس و پاس (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰) بازی کرد. پس از دههٔ ۴۰ شمسی، با حضور محمدعلی فردین به عنوان «جوان اول» فیلم‌ها، به تدریج از محبوبیت او کاسته شد.

 بیوگرافی ناصر ملک مطیعی,عکس جدید ناصر ملک مطیعی

ملک‌مطیعی از سال ۱۳۴۱ با پوشیدن لباس جاهل‌ها و کلاه مخملی‌ها، که پیش از او عباس مصدق و مجید محسنی به تن کرده بودند، در نقش‌هایی ظاهر شد که فردین جز دو بار در فیلم‌های: «زن‌ها فرشته‌اند» (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۲) و «ایوب» (فریدون ژورک، ۱۳۵۰) حاضر به پوشیدن آن لباس‌ها و ایفای آن نقش‌ها نشد. ملک مطیعی در فیلم‌های: «کلاه مخملی» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۱)، «با معرفت‌ها» (حسین مدنی، ۱۳۴۲)، «مردها و جاده‌ها» (ناصر ملک‌مطیعی، ۱۳۴۲)، «ابرام در پاریس» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۳)، «سالار مردان» (نظام فاطمی، ۱۳۴۷) و «مردان روزگار» (مازیار پرتو، ۱۳۴۸) با کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کفش چرمی نوک تیز، کلاه مخملی و دستمال ابریشم یزدی و تسبیح شاه مقصود، اگرچه مصداق زنده‌ای از نمونه اجتماعی سنخ «جاهل» نبود، اما مجموعهٔ اجرای نقش، به‌ویژه حرکات دست‌ها و بالا انداختن ابرو، تکیه کلام‌ها و نقل‌هایش، عامهٔ بینندگان را مجذوب خود کرد.

 

ملک مطیعی تا قبل از «قیصر» (مسعود کیمیایی، ۱۳۴۸) و ایفای نقش «داش فرمان» با کلاه مخملی، در نقش‌های دیگری همچون مرد روستایی (عروس دهکده)، افسر نیروی دریایی (پاسداران دریا)، شاه عباس کبیر (حسین کرد)، رئیس دزدها (هاشم خان)، پزشک (فرار از حقیقت) و مانند این‌ها نیز ظاهر می‌شد؛ اما پس از موفقیت فیلم «قیصر» ـ که نقش کوتاهی هم در آن داشت ـ یکسر به ایفای نقش‌های کلاه مخملی دعوت شد. «علی بی غم» (عباس کسایی، ۱۳۴۹)، «رقاصهٔ شهر» (شاپور قریب، ۱۳۴۹)، «طوقی» (علی حاتمی، ۱۳۴۹)، «مرید حق» (نظام فاطمی، ۱۳۴۹)، «سه قاب» (زکریا هاشمی، ۱۳۵۰) و «کاکو» (شاپور قریب، ۱۳۵۰) شماری از این فیلم‌ها است. «مرد»، «غلام ژاندارم»، «نقره داغ»، «ابرمرد»، «قلندر»، «آقا مهدی وارد می‌شود»، «دشمن»، «صلات ظهر» از جمله آثار تحسین‌برانگیز وی محسوب می‌شود. ملک مطیعی اگرچه در فیلم‌های بعدی‌اش کوشید تا از کاراکتر جاهلی فاصله بگیرد، اما تلاش او همواره توأم با توفیق نبود. او در فیلم «بت» (به کارگردانی ایرج قادری، ۱۳۵۵) در نقش یک استوار ژاندارمری ظاهر شد.

 

کارگردان فیلم(ایرج قادری) نقل کرده‌است:

مشکل می‌شود با بازیگری جا افتاده طرف شد. من سعی می‌کردم حرکت ابرو را از ملک مطیعی بگیرم، می‌دیدم این بار غبغب می‌گیرد. مواظب غبغبش بودم، دستش حرکت اضافی می‌کرد. خب تا چه اندازه می‌توان مواظب بود؟ این است که در بت، ناصر همانی است که بوده.

 

جوایز

برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال ۱۳۵۰ برای بازی در فیلم سه قاپ.

برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره در سال ۱۳۴۹ برای بازی در فیلم رقاصه شهر.

 

پنج فیلم بیاد ماندنی

-فیلم قیصر (کارگردان : مسعود کیمیایی) در نقش فرمون – ۱۳۴۸

-فیلم طوقی (کارگردان : علی حاتمی در نقش آسید مصطفی – ۱۳۴۹

-فیلم پهلوان مفرد (کارگردان : امان منطقی) در نقش مرشد – ۱۳۵۰

-فیلم قلندر (کارگردان : علی حاتمی) در نقش قلندر – ۱۳۵۱

-سریال سلطان صاحب قران (کارگردان : علی حاتمی) در نقش امیرکبیر

اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر / معرفی برترین های جشنواره

معرفی برترین های جشنواره فیلم فجر / سی و ششمین جشنواره :
 
رسول صدرعاملی روی صحنه آمد تا سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه را به برادران ارک برای فیلم «حیوان» اهدا کند. برادران ارک از مسئولان خواستند به فیلم کوتاه، انجمن فیلم کوتاه و مدرسه ملی بیشتر توجه کنند و آن را جدی بگیرند.
 
سیمرغ بهترین جلوه‌های بصری به چهارراه استانبول (فرید ناصر فصیحی) رسید. بهرام بدخشانی و رسول صدرعاملی از هیات داوران این جایزه را تقدیم کردند. فصیحی گفت: از مصطفی کیایی برای این فیلم تشکر می کنم و فکر می کنم این جایزه کار من را سخت می کند.
 
سیمرغ بهترین جلوه های ویژه میدانی به محسن روزبهانی برای فیلم تنگه ابوقریب رسید. این جایزه با حضور حسن خجسته، رسول صدرعاملی و بهرام بدخشانی تقدیم شد. پسر روزبهانی بعد از دریافت سیمرغ بیان کرد این فیلم به استانداردهای جهانی بسیار نزدیک بود و ما هیچ کمبودی در روند تولید نداشتیم.
 
سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی با حضور خسرو دهقان و دیگر داوران حاضر روی صحنه به سعید ملکان برای «تنگه ابوقریب» اهدا شد. وی بیان کرد: از همه بازیگران این فیلم که گریم های سنگین را تحمل کردند تشکر می کنم.
 
سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه توسط فرشته طاٸرپور و دیگر داوران حاضر روی صحنه به عباس بلوندی برای «سرو زیر آب» اهدا شد. بلوندی گفت: این سیمرغ را به تمام بچه های سرو زیر آب و انجمن طراحان صحنه اهدا می کنم.
 
سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس توسط کمال تبریزی و دیگر داوران حاضر به سارا خالدی زاده  برای «بمب»  اهدا شد. خالدی زاده نیز از همه همکارانش در این فیلم و همچنین محسن شاه ابراهیمی طراح پیشکسوت تشکر کرد.
 
سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری توسط محمدرضا فروتن و دیگر داوران به علیرضا علویان برای فیلم های به وقت شام و مغزهای کوچک زنگ زده اهدا شد. علویان در سخنانی گفت: من از ابراهیم حاتمی کیا و هومن سیدی، بهروز شعیبی، مصطفی کیایی و ....تشکر می کتم که فیلم های خود را در اختیار من گذاشتید.
 
سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری به رشید دانشمند برای «تنگه ابوقریب» اهدا شد. دانشمند نیز بیان کرد: از زنده یاد یدالله نجفی یاد می کنم و از بهرام توکلی و سعید ملکان تشکر می کنم و در نهایت جایزه را به مادرم اهدا می کنم.
 
سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن به کارن همایونفر برای «به وقت شام» اهدا شد. همایونفر گفت: از هیات داوران و حاتمی کیا تشکر می کنم. این جایزه برای حاتمی کیا و کسانی است که جان خود را می دهند تا ما اینجا باشیم. کار باحاتمی کیا سبب می شود تا یادم بیاید آهنگسازم.
 
سیمرغ بلورین بهترین تدوین به بهرام دهقانی و محمد نجاریان برای «عرق سرد» اهدا شد. دهقانی گفت: امیدوارم خسرو به من رای نداده باشد که پارتی بازی نشده باشد. سهیل بیرقی برای این فیلم خیلی اذیت شد و امیدوارم در اکران اذیت نشود. از باران کوثری نیز تشکر می کنم.
 
سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری به علیرضا زرین دست برای فیلم «سرو زیر آب» اهدا شد. زرین دست نیز با تشکر از هیات داوران از کارگردان و تهیه کننده این فیلم قدردانی کرد.
 
سیمرغ بلورین «هنر و تجربه» به هومن سیدی برای فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» اهدا شد. هومن سیدی گفت: اصلا نمی دانستم چنین جایزه ای وجود دارد. من می گویم من جایزه ام را از شما مردم گرفتم.
 
سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول به رضا مقصودی برای «خجالت نکش» اهدا شد. رضا مقصودی نیز بیان کرد: هومن جان من نیز نمی دانستم این جایزه وجود دارد. باید از احمد مهرانفر برای بازی در این فیلم تشکر کرد.
 
از خانواده شهید معزغلامی دعوت شد تا با همراهی ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر از نورالحلی برای حضور در مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» تقدیر کنند.
 
در ادامه مراسم سالار عقیلی یاد افشین یدالهی شاعر فقید را گرامی داشت و گفت قطعه خون غزل با شعری از این ترانه سرا را اجرا می کند.
 
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به سحر دولتشاهی برای فیلم های عرق سرد و «چهار راه استانبول» اهدا شد. دولتشاهی گفت: از مصطفی کیایی که برای بار سوم به من اعتماد کرد تشکر می کنم. امیدوارم این جشنواره جشن واقعی خانواده سینما باشد و همه از دیدن فیلم ها لذت ببریم.
 
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به جمشید هاشم پور برای فیلم «دارکوب» اهدا شد. دختر هاشم پور برای دریافت جایزه روی سن حاضر شد.
 
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن به سارا بهرامی برای فیلم «دارکوب» اهدا شد. بهرامی گفت: خیلی این تندیس برایم ارزشمند بود. از بهروز شعیبی برای این نقش تشکر می کنم و از همه عوامل این فیلم تشکر می کنم. این جایزه را به خانواده ام تقدیم می کنم.
 
دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد به امین حیایی برای فیلم شعله ور اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد به امیر جدیدی  برای فیلم های تنگه ابوقریب و عرق سرد  اهدا شد. امیر جدیدی گفت: از اساتیدم در هیات داوری و مردم تشکر می کنم و از عوامل دو فیلم تشکر می کنم.
 
سیمرغ بهترین فیلمنامه به کامبوزیا پرتوی برای فیلم کامیون اهدا شد. پرتوی گفت: قبل جشنواره گفته بودم شب اختتامیه داوران شام خانه ما ولی حالا می گویم حق سعید آقاخانی دیده نشد و داوران بازی او را ندیدند. از این بازیگر می خواهم روی صحنه بیاید تا این سیمرغ را به او هدیه دهم.
 
آقاخانی نیز بیان کرد: امسال بازی های خوبی دیدیم.
 
دومین سیمرغ این بخش به هومن سیدی برای «مغزهای کوچک زنگ زده» اهدا شد. هومن سیدی بعد از دریافت سیمرغش عنوان کرد: ممنون و سپاسگزارم. کم‌کم داشتم فکر می کردم جشنواره را اشتباه آمدم و مراسم در سالن بغلی برگزار می شود. فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده فوق العاده هستید و از همه تیم بازیگرانم ممنونم. از هیات داوران هم تشکر می کنم.
 
جایزه ویژه هیات داوران به فیلم بمب یک عاشقانه و پیمان معادی رسید. پیمان معادی گفت: این جایزه برای من بسیار ارزشمند است.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس سازمان سینمایی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را به ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم به وقت شام اهدا کردند. حاتمی کیا گفت: من فیلمساز این نظام هستم. سی سال است روی این سن می آیم و از بچه های اوج و سربازان گمنام تشکر می کنم. افتخار می کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساختم و افتخار می کنم از حاج قاسم سلیمانی جایزه گرفتم.
 
وی افزود: امثال رشیدپور واژه هایی می سازند که به آن انتقاد دارم. از صدا و سیما و شبکه های سه و دو به خدا شکایت می کنم. از تلویزیون شکایت دارم که فیلم های من را ۳۰ بار پخش می کند اما وقتی می خواهند کسانی را دعوت کنند تا این فیلم ها حرف بزنند ژست اپوزسیون میگیرند.احاج قاسم با این فیلم گریه می کند و اوف دارد به کسی که این فیلم را کمدی خواند.
 
دومین سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به بهرام توکلی برای تنگه ابوقریب اهداشد. بهرام توکلی نیز بعد از دریافت سیمرغش گفت: متشکرم از هیات داوران و از سعید ملکان و
تشکر ویژه دارم از گروه کارگردانی چون بدون یک گروه کارگردانی درجه یک، کار به ثمر نمی رسد.
 
سیمرغ بلورین بهترین فیلم به سعید ملکان برای فیلم «تنگه ابوقریب» اهدا شد. سعید ملکان بیان کرد: این جایزه متعلق به عوامل تنگه ابوقریب است. امسال یک لحظه ای شیرین را تجربه کردم و آن این بود که مخاطبان برای نام شهدای ابوقریب در آخر فیلم دست می زدند.
 
سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی توسط اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور  به فیلم «سرو زیر آب» به تهیه کنندگی سید حامد حسینی اهدا شد. حامد حسینی گفت: محمدعلی باشه آهنگر برای این کار بسیار زحمت کشید و هرچه در این فیلم بدست آمد از نفس گرم شهدا بود.
 
منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما و ابراهیم داروغه زاده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به مغزهای کوچک زنگ زده اهدا کردند.
 
شاهسواری گفت: فاصله فیلم ششم تا اول خیلی کم بود و فیلم های مستند در میانه این جدول بودند. به عنوان مسئول خانه سینما باید بگویم سینمای ایران یک پارچه است و هیچ تیری  آن را دو تکه نمی کند.
 
 

اسامی نامزدهای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

نامزدهای جشنواره فجر ۳۶ به شرح زیر اعلام شدند:

نامزدهای بهترین جلوه‌های بصری:

1- بمب (محمد لطفعلی)
2- به وقت شام (سیدهادی اسلامی)
3- تنگه ابوقریب (حسن ایزدی، جواد مطوری، محمد برادران، محسن خیرآبادی)
4- چهارراه استانبول (فرید ناصر فصیحی)
5- سرو زیر آب (محمد خاکزاد)
6- لاتاری و ماهورا (سینا قویدل)

نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه میدانی:

1- بمب (عباس شوقی)
2- به وقت شام (محسن روزبهانی)
3- تنگه ابوقریب (محسن روزبهانی)
4- سرو زیر آب (محسن روزبهانی)
5- ماهورا (حمید رسولیان)

نامزدهای بهترین چهره‌پردازی:

1- تنگه ابوقریب (سعید ملکان)
2- چهارراه استانبول (عباس عباسی)
3- دارکوب (فاطمه کمالی، زهرا کمالی)
4- شعله‌ور (مهرداد میرکیانی)
5- کامیون (بابک اسکندری)

نامزدهای بهترین طراحی لباس:

1- بمب (سارا خالدی‌زاده)
2- خجالت نکش (رعنا امینی)
3- سوء تفاهم (سارا سمیعی)
4- شعله‌ور (سوسن نوروزی)
5- مغزهای کوچک زنگ‌زده (مارال جیرانی)

نامزدهای بهترین طراحی صحنه:

1- بمب (محسن شاه‌ابراهیمی)
2- تنگه ابوقریب (محمدرضا شجاعی)
3- دارکوب (آیدین ظریف)
4- سرو زیر آب (عباس بلوندی)
5- سوء تفاهم (کیوان مقدم)

نامزدهای بهترین صدابردار:

1- بمب (ایرج شهزادی)
2- به وقت شام (طاهر پیشوایی)
3- تنگه ابوقریب (رشید دانشمند)
4- سوء تفاهم (مهران ملکوتی)
5- مغزهای کوچک زنگ‌زده (مهران ملکوتی)

نامزدهای بهترین صداگذار:

1- امپراطور جهنم (بهمن بنی‌اردلان)
2- به وقت شام (علیرضا علویان)
3- تنگه ابوقریب (امیرحسین قاسمی)
4- شعله‌ور (امین شریفی، بابک شکیبا)
5- مغزهای کوچک زنگ‌زده (علیرضا علویان)

نامزدهای بهترین موسیقی متن:

1- به وقت شام (کارن همایونفر)
2- بمب (النی کاریندرو)
3- تنگه ابوقریب (حامد ثابت)
4- دارکوب (بهزاد عبدی)
5- شعله‌ور (سهراب پورناظری)
6- عرق سرد (کارن همایونفر)

نامزدهای بهترین تدوین:

1- به وقت شام (مهرداد خوشبخت)
2- دارکوب (فرامرز هوتهم)
3- عرق سرد (بهرام دهقانی، محمد نجاریان)
4- کامیون (مصطفی خرقه‌پوش)
5- مغزهای کوچک زنگ‌زده (مهدی سعدی)

نامزدهای بهترین فیلمبرداری:

1- بمب (محمود کلاری)
2- تنگه ابوقریب (حمید خضوعی ابیانه)
3- سرو زیر آب (علیرضا زرین‌دست)
4- عرق سرد (فرشاد محمدی)
5- مغزهای کوچک‌ زنگ‌زده (پیمان شادمانفر)

نامزدهای بهترین نقش مکمل مرد:

1- پژمان جمشیدی برای فیلم سوء تفاهم
2- جمشید هاشم‌پور برای فیلم دارکوب
3- سیامک انصاری برای فیلم بمب
4- فرهاد اصلانی برای فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده
5- مسعود کرامتی برای فیلم چهارراه استانبول
6- نوید پورفرج برای فیلم مغزهای کوچک‌ زنگ‌زده

نامزدهای بهترین نقش مکمل زن:

1- سحر دولتشاهی برای فیلم‌های عرق سرد، چهارراه استانبول
2- لیلی رشیدی برای فیلم عرق سرد
3- نگار عابدی برای فیلم دارکوب
4- هدی زین‌العابدین برای فیلم‌ عرق سرد

نامزدهای بهترین نقش اول مرد:

1- امیر جدیدی برای فیلم‌های تنگه ابوقریب، عرق سرد
2- امین حیایی برای فیلم شعله‌ور
3- بابک حمیدیان برای فیلم سرو زیر آب
4- رضا عطاران برای فیلم مصادره
5- سعید آقاخانی برای فیلم کامیون
6- نوید محمدزاده برای فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

نامزدهای بهترین نقش اول زن:

1- باران کوثری برای فیلم عرق سرد
2- سارا بهرامی برای فیلم دارکوب
3- شبنم مقدمی برای فیلم خجالت نکش
4- ماهور الوند برای فیلم چهارراه استانبول
5- مهناز افشار برای فیلم دارکوب
6- هانیه توسلی برای فیلم سوء تفاهم

نامزدهای بهترین فیلمنامه:

1- بمب (پیمان معادی)
2- سرو زیر آب (محمدعلی باشه آهنگر، حامد باشه آهنگر)
3- شعله‌ور (هادی مقدم‌دوست، حمید نعمت‌اله)
4- کامیون (کامبوزیا پرتوی)
5- مغزهای کوچک زنگ‌زده (هومن سیدی)

نامزدهای بهترین کارگردانی:

1- به وقت شام به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا
2- تنگه ابوقریب به کارگردانی بهرام توکلی
3- دارکوب به کارگردانی بهروز شعیبی
4- سرو زیر آب به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر
5- کامیون به کارگردانی کامبوزیا پرتوی
6- مغزهای کوچک زنگ‌زده به کارگردانی هومن سیدی

نامزدهای بهترین فیلم:

1- بمب به تهیه‌کنندگی پیمان معادی و احسان رسول‌اف
2- به وقت شام به تهیه‌کنندگی محمد خزاعی
3- تنگه ابوقریب به تهیه‌کنندگی سعید ملکان
4- دارکوب به تهیه‌کنندگی سیدمحمود رضوی
5- سرو زیر آب به تهیه‌کنندگی سیدحامد حسینی
6- کامیون به تهیه‌کنندگی کامبوزیا پرتوی
7- مغزهای کوچک زنگ‌زده به تهیه‌کنندگی سعید سعدی

مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

«اختتامیه جشنواره فجر» | سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با معرفی آثار برتر به پایان می رسد. زمان اختتامیه جشنواره فجر ساعت 19 یکشنبه 22 بهمن ماه 96، و مکان آن مرکز همایش‌های برج میلاد است و از شبکه نمایش پخش می شود. مراسم اختتامیه جشنواره فجر با اجرای رضا رشیدپور برگزار خواهد شد. نامزدهای سیمرغ جشنواره فجر 96 امروز در پردیس ملت اعلام می شوند...

نامزدهای جشنواره فیلم فجر 96

نامزدهای مسابقه سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر، روز 21 بهمن و پس از اكران آخرين فيلم در پرديس ملت اعلام خواهند شد.
مسعود نجفی با حضور در برنامه با «همستان سینما» درباره زمان اعلام نامزدهای جشنواره گفت: به دلیل اينكه  با اعلام زودتر كانديداهاى نهايى، جشنواره در روزهاى پايانى از رمق مى‌افتد، امسال پس از اكران آخرين فيلم در پرديس ملت،طى نشستی كانديداها اعلام مى شوند.

 

زمان برگزاری مراسم اختتامیه جشنواره فجر

 

اختتامیه این دوره از جشنواره فیلم فجر همزمان با برگزاری این رویداد سینمایی به صورت زنده ساعت ۱۹ از این شبکه پخش می‌شود.
مراسم اختتامیه این جشنواره روز ۲۲ بهمن‌ماه در برج میلاد و با اجرای رضا رشیدپور برگزار می‌شود و برگزیدگان بخش‌های مختلف معرفی می‌شوند.
شبکه نمایش که در روز ۱۲ بهمن‌ماه، افتتاحیه این رویداد فرهنگی را به صورت زنده پوشش داد، مراسم پایانی را نیز از ساعت ۱۹ روز یکشنبه ۲۲ بهمن‌ماه به صورت زنده پخش می‌کند.
سی و ششمین جشنواره فیلم فجر از ۱۲ تا ۲۲ بهمن‌ماه به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده در حال برگزاری است و فردا شب، برگزیده‌های خود را در بخش‌های مختلف خواهد شناخت.
نامزدهای  فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران
نتیجه شمارش آرای فیلم‌های نمایش داده شده در روز نهم جشنواره فیلم فجر  به تاریخ 20 بهمن توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد و فیلمهای سینمایی بمب یک عاشقانه، به وقت شام، تنگه ابوقریب، مغزهای کوچک زنگ زده، لاتاری، به عنوان پنج فیلم نهایی معرفی شدند.

اختتامیه جشنواره فجر 96

مراسم اختتامیه سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر، روز یکشنبه 22 بهمن‌ماه در مرکز همایش‌های برج میلاد با اجرای رضا رشیدپور برگزار می‌شود.
سال گذشته هم شبکه نمایش سیما پخش مراسم افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فیلم فجر را بر عهده داشت که با کمی تأخیر این مراسم روی آنتن رفت.
سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده برگزار می‌شود.

کارگردان اختتامیه جشنواره فیلم فجر کیست؟

«محمد حمیدی‌مقدم» مراسم پایانی سی و ششمین جشنواره فیلم فجر را کارگردانی خواهد کرد.
به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، مراسم پایانی جشنواره سی و ششم عصر روز یکشنبه 22 بهمن ماه در مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار خواهد شد و دست‌اندرکاران برگزاری اختتامیه برای اهدای سیمرغ‌های بلورین این دوره از جشنواره به برگزیدگان، درصدد اجرای یک برنامه گرم و باشکوه هستند.
«محمد حمیدی‌مقدم» به عنوان کارگردان این مراسم انتخاب شده و فعالیت خود را آغاز کرده ضمن آن که همان طور که پیش‌تر از سوی دبیر جشنواره عنوان شده بود؛ مجری مراسم اختتامیه، «رضا رشیدپور» خواهد بود.
 
 فیلم های جشنواره # عکس جشنواره فیلم # عکس جشنواره فیلم فجر # عکس جشنواره فجر # عکس جشنواره فجر 96 # عکس جشنواره فیلم فجر 96 # عکس فیلم فجر 96 #
 

نتایج اختتامیه جشنواره فیلم فجر

اجرای مراسم اختتامیه را احسان کرمی برعهده دارد. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه مهمان ویژه مراسم پایانی این دوره جشنواره است. به جز محمد جواد ظریف ، وزیر ارشاد ، وزیر کار و حسین فریدون از دیگر مسئولان دولتی حاضر در مراسم پایانی جشنواره فیلم فجر هستند.

 در ادامه کلیپی از درگذشتگان یک سال گذشته سینمای ایران برای حاضران پخش شد و یاد عباس كيارستمي، جمشید ارجمند، اصغر بيچاره، ثريا حکمت، حسن جوهرچي، نيما طباطبايي، داوود رشيدي، فرج الله سلحشور، محمد زرين دست، محسن سيف، پرويز شاهين‌خو، پرويز صبري، نصرت الله طلايي، دنيا فني زاده، عليرضا قومي، احمد مسروري، جعفر والي و رضا رستمی گرامی داشته شد.

از نکات جالب توجه مراسم این است که وزیر ارشاد و رییس سازمان سینمایی برای صرفه جویی در زمان سخنرانی نکردند. در ادامه مراسم محمد حیدری، دبیر جشنواره متنی را برای حاضرین قرائت کرد.

در ادامه اسامی برگزیدگان جشنواره سی و پنجم فیلم فجر را که قرار است به ترتیب اعلام شود، مشاهده خواهید کرد.

سیمرغ فیلم کوتاه: روتوش - کاوه مظاهری   

در مراسم پایانی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر جایزه ویژه فیلم کوتاه که سیمرغ نمادینی برای یکی از فیلم‌های کوتاه بود، با حضور حجت‌الله ایوبی و امیرتوده روستا اهدا شد، این جایزه از میان پنج فیلم که توسط صنف داوری شده‌اند، به کاوه مظاهری برای فیلم «روتوش» اهدا شد.

برنده سیمرغ بهترین مستند: متهمین دایره بیستم (حسام اسلامی)

نامزدها: متهمین دایره بیستم (حسام اسلامی)، آهستگی (یاسر خیر)، بزم رزم (مهدی همایونفر)، صفر تا سکو (مهتاب کرامتی و طهورا ابوالقاسمی)، آوانتاژ (آبان عسگری و محمد کارت)

برنده سیمرغ بهترین کارگردانی مستند: یاسر خیر برای آهستگی

نامزدها: آرش لاهوتی (آبی کم رنگ)، یاسر خیر (آهستگی)، حسام اسلامی (متهمین دایره بیستم)، سحر مصیبی (صفرتا سکو)، محمد کارت (آوانتاژ)

سیمرغ بهترین دستاورد فنی مستند: سید وحید حسینی برای پژوهش فیلم بزم رزم

نامزدها: سید وحید حسینی برای پژوهش فیلم «بزم رزم»، سید محمدرضا هاشمیان برای پژوهش «رئیس الوزراء»، همیلا موید برای تدوین «صفر تا سکو»، امین ابوالصدق برای صداگذاری «صفر تا سکو»، مرتضی پایه شناس برای تدوین «کویرس وطن کوچک من»، بهروز بادروج برای فیلمبرداری «آهستگی»

سیمرغ بهترین عکس: امیرحسین شجاعی برای مجموعه عکس های فیلم رگ خواب

نامزدها: امیرحسین شجاعی برای مجموعه عکس های فیلم رگ خواب، امید صالحی برای مجموعه عکس های فیلم اسرافیل، مریم تخت کشیان برای مجموعه عکس های فیلم نگار، احمدرضا شجاعی برای مجموعه عکس های فیلم خفگی، سحاب زری‌باف برای مجموعه عکس های فیلم ماجرای نیمروز

سیمرغ بهترین چهره‌پردازی: ایمان امیدواری برای زیرسقف دودی

 نامزدها: سودابه خسروی برای اسرافیل، عبدالله اسکندری برای خوب، بد، جلف ، ایمان امیدواری برای زیرسقف دودی،  مهرداد میرکیانی برای یک روز بخصوص، علی بهرامی فر برای ایتالیا ایتالیا     

سیمرغ بهترین جلوه‌های بصری: مهدی قاسمی برای ویلایی‌ها

نامزدها: محمد لطفعلی برای آباجان، مهدی قاسمی برای ویلایی‌ها، سینا قویدل برای رگ خواب، محمدرضا نجفی امامی  برای بیست و یک روز بعد، کامران سحرخیز و امیر سحرخیز  برای پشت دیوار سکوت
 
سیمرغ بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: آرش آقابیک برای خفه‌گی / رگ خواب

نامزدها: آرش آقابیک برای خفه‌گی / رگ خواب، حمید رسولیان برای گشت 2 / چراغ های ناتمام، ایمان کرمیان برای ویلایی ها، آرشا اقدسی برای سارا و آیدا / یک روز بخصوص، محسن روزبهانی برای ماجرای نیمروز

سیمرغ بهترین طراحی صحنه و لباس: بهزاد جعفری طادی برای ماجرای نیمروز

 نامزدها: کامیاب امین عشایری برای یک روز بخصوص، امیرحسین قدسی برای نگار، کیوان مقدم برای تابستان داغ، محسن نصراللهی برای بدون تاریخ، بدون امضاء، بهزاد جعفری طادی برای ماجرای نیمروز،

سیمرغ بهترین صدابرداری: پرویز آبنار برای فراری

نامزدها:عباس رستگارپور برای زیرسقف دودی، پرویز آبنار برای فراری، داریوش صادقپور و محمود کاشانی برای تابستان داغ، امین میرشکاری برای بدون تاریخ بدون امضاء، وحید مقدسی برای نگار

سیمرغ بهترین صداگذاری: سیدعلیرضا علویان برای بدون تاریخ بدون امضاء


 نامزدها: پرویز آبنار برای فراری، سیدعلیرضا علویان برای بدون تاریخ بدون امضاء، حسین ابوالصدق برای نگار، محمدرضا دلپاک برای زیر سقف دودی، امیرحسین قاسمی برای تابستان داغ

سیمرغ بهترین موسیقی: کریستف رضاعی برای نگار

 نامزدها: حامد ثابت برای تابستان داغ، پیمان یزدانیان برای بدون تاریخ بدون امضاء، ستار اورکی برای ویلایی ها، یحیی سپهری شکیب برای فراری، کریستف رضاعی برای نگار

سیمرغ بهترین تدوین: سهراب خسروی برای تابستان داغ

نامزدها: سپیده عبدالوهاب برای سدمعبر، بهرام دهقان برای نگار، حسن حسندوست برای فراری، سهراب خسروی برای تابستان داغ،  احمد مرادپور برای سارا و آیدا

سیمرغ بهترین فیلمبرداری: هومن بهمنش برای تابستان داغ

نامزدها: مسعود سلامی برای گشت ۲، پیمان شادمانفر برای بدون تاریخ بدون امضاء، بهرام بدخشانی برای نگار، محمد آلادپوش برای سوفی و دیوانه، هومن بهمنش برای تابستان داغ

سیمرغ بهترین بازیگر مکمل زن: ثریا قاسمی برای ویلایی ها

 نامزدها: گیتی قاسمی برای سدمعبر و ویلایی‌ها، مینا ساداتی برای تابستان داغ،  زکیه بهبهانی برای بدون تاریخ بدون امضاء، ثریا قاسمی برای ویلایی ها، شبنم مقدمی برای آباجان

سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد: نوید محمدزاده برای بدون تاریخ بدون امضا

نامزدها: ساعد سهیلی برای گشت ۲، نوید محمدزاده برای بدون تاریخ بدون امضاء، هادی حجازی فر برای ماجرای نیمروز، نادر فلاح برای سدمعبر و انزوا، جواد عزتی برای ماجرای نیمروز

سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد: محسن تنابنده برای فراری

نامزدها: امیر آقایی برای بدون تاریخ بدون امضاء، محسن تنابنده برای فراری، مهرداد صدیقیان برای ماجرای نیمروز، علی مصفا برای تابستان داغ، حمید فرخ نژاد برای خوب، بد، جلف

سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن: لیلا حاتمی برای رگ خواب - مریلا زارعی برای زیر سقف دودی


 نامزدها: مریلا زارعی برای زیر سقف دودی، لیلا حاتمی برای رگ خواب، پریناز ایزدیار برای تابستان داغ، غزل شاکری برای سارا و آیدا، سارا بهرامی برای ایتالیا ایتالیا، هدیه تهرانی برای اسرافیل

سیمرغ بهترین فیلمنامه: کامبوزیا پرتوی برای فراری


نامزدها: منیر قیدی و ارسلان امیری برای ویلایی ها، کامبوزیا پرتوی برای فراری، پیام کرمی برای تابستان داغ، سعید روستایی برای سدمعبر، وحید جلیلوند و علی زرنگار برای بدون تاریخ، بدون امضاء

سیمرغ ویژه هیأت داوران که جزو جوایز نبود و نامزدهایی برای آن اعلام نشده بود به علیرضا داودنژاد برای فیلم فراری تعلق گرفت.

سیمرغ بهترین کارگردانی: وحید جلیلوند برای بدون تاریخ بدون امضا،


نامزدها: وحید جلیلوند برای بدون تاریخ بدون امضا،  ابراهیم ایرج زاد برای تابستان داغ، پوران درخشنده برای زیر سقف دودی، حسین مهدویان برای ماجرای نیمروز، علیرضا داوودنژاد برای فراری، رامبد جوان برای نگار

سیمرغ بهترین فیلم: سیدمحمود رضوی برای ماجرای نیمروز

 نامزدها: جهانگیرکوثری برای فراری، جواد نوروزبیگی برای تابستان داغ، پوران درخشنده برای زیر سقف دودی، سیدمحمود رضوی برای ماجرای نیمروز، علی جلیلوند برای بدون تاریخ، بدون امضاء

محمد جواد ظریف، علی ربیعی، حسین فریدون، معصومه ابتکار، حجت‌الله ایوبی و محمد حیدری برای اهدای سیمرغ زرین از نگاه ملی و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران روی صحنه آمدند. وزیر امور خارجه، برای خواندن نام بهترین فیلم از نگاه ملی پشت میکروفون قرار گرفت، سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی را سید محمود رضوی برای فیلم «ماجرای نیمروز» دریافت کرد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مردمی: برای فیلم ماجرای نیمروز (ضمن تقدیر از دو فیلم خوب٬ بد٬ جلف و آباجان)

بیوگرافی و زندگی نامه حمید نعمت الله کارگردان سینما

بیوگرافی و زندگی نامه حمید نعمت الله کارگردان سینما

حمید نعمت‌الله کارگردان و نویسنده ایرانی است. نعمت‌الله فعالیت سینمایی‌اش را با دستیاری مسعود کیمیایی آغاز و با ساخت بوتیک اولین فیلم سینمایی‌اش را در مقام کارگردان تجربه کرد. او در سال ۱۳۹۲ جایزه بهترین فیلم هیئت داوران جشنواره فیلم فجر را برای فیلم آرایش غلیظ بدست آورد. حمید نعمت‌الله برادر سعید نعمت‌الله، فیلمنامه‌نویس تلویزیون و سینما و همسر معصومه بیات و پسرعموی حمیرا نعمت‌الله، منشی صحنه است. حمید نعمت‌الله همچنین سابقه فعالیت مطبوعاتی در نشریاتی مانند هفته نام سینما و گزارش فیلم، ماهنامه فیلم سینما و همچنین به همراه همسرش معصومه بیات عضویت در شورای سردبیری ماهنامه ادبی پروین را نیز داشته است.

Hamid Nematollah 1 (cropped).jpg

از دیگر فیلم‌های نعمت‌الله می‌توان به چند فیلم تلویزیونی: وضعیت سفید ، پشت بام تهران ، مکبر، ای دوست مرا به خاطر آور، بیا از گذشته حرف بزنیم، لب دریا، فریدون مهربان است، به سوی بروجرد، متولد سی ام اسفند و ره و رسم سفر' اشاره کرد. او همچنین فیلم مستندی به نام ساعت صفر را نیز کارگردانی کرده است.

خلاصه داستان فیلم ماجرای نیمروز و بازیگران آن

فیلم ماجرای نیمروز و عوامل آن

 

 

فیلم ماجرای نیمروز فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان و نویسندگی محمدحسین

مهدویان و ابراهیم امینی و تهیه کنندگی محمود رضوی محصول سال 1395 است.

در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان

و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

این فیلم در حالی برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر سی و پنجم شد که بسیاری

از منتقدین و کارشناسان سینما به حق خوری این فیلم توسط هیات داوران انتقاد کردند و

معتقد بودند حق این فیلم جایزه های بیشتری هست. من جمله بهترین فیلمبرداری (حتی

کاندید نشد) بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی هادی حجازی فر ، بهترین فیلمنامه

(حتی کاندید نشد)، بهترین کارگردانی ، بهترین فضا سازی و بسیاری جوایز دیگر.

فیلم ماجرای نیمروز به کارگردانی محمدحسین مهدویان دومین ساخته وی می باشد و

فیلمش امسال نیز در جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

در ادامه به معرفی این فیلم میپردازیم.

محمدحسین مهدویان کارگردان اثر که سال قبل با فیلم ایستاده در غبار در جشنواره

حضور داشت امسال هم این فیلم را برای نمایش تدارک دیده است و توسط هیئت

انتخاب در بخش سودای سیمرغ حضور دارد و باید دید آیا می توان بازهم موفقیت فیلم

ایستاده در غبار را تکرار نمود یا نه

 

فیلم ماجرای نیمروز

داستان فیلم ماجرای نیمروز

در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها

سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

این فیلم یک تریلر پلیسی است که در بستر قصه به حوادث و وقایع سال 1360

می پردازد. “ماجرای نیمروز” با فیلم قبلی این کارگردان به جهت قصه گو بودن و

فضا سازی بسیار متفاوت است. تمام صحنه های “ماجرای نیمروز” در تهران و اطراف

شهر فیلمبرداری شده است.

 

 

فیلم ماجرای نیمروز

بازیگران فیلم ماجرای نیمروز

مهرداد صدیقیان ، احمد مهرانفر، هادی حجازی فر، مهدی زمین پرداز، حسین مهری،

محیا دهقانی، لیندا کیانی ، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی و جواد عزتی با

حضور مهدی پاکدل

 

فیلم ماجرای نیمروز

نقد فیلم ماجرای نیمروز

 

ماجرای نیمروز یک اثر باشکوه است. نه به خاطر کارگردانی منحصربه فردش و نه به

خاطر مستندنمایی یک داستان حادثه ای. ماجرای نیمروز به این دلیل فیلم بزرگی

است که ما را به عنوان مخاطب سینما به جور دیگر دیدن دعوت می کند .

مهدویان داستان حساس و تاریخی اش را چنان نفس گیر و با حوصله روایت می کند

که این داستان های بارها شنیده شده را با اشتیاق می بلعیم. مهدویان تمام این پازل

را با چنان شکوه و دقتی کنار هم می چیند که نمی توان جور دیگری تصورش کرد.

مهدویان به خوبی می داند از فرم چگونه استفاده کند تا تماشاگر را روی صندلی

میخکوب نماید. نماهای فیلم که انگار یک سری نمای گزارشی بی کیفیت هستند

نه تنها بافت و معماری آن زمان را به خوبی بازسازی می کند بلکه به فیلم چنان التهاب

فزاینده ای می بخشد که در سینمای ایران بی سابقه است .

مهدویان به خوبی فهمیده برای روایت تاریخ نباید رمانتیک بود. تاریخ یک روایت واقعی است.

نباید با تاریخ و روایت آن عاطفی برخورد کرد. مهدویان قبل از اینکه یک مورخ باشد یک

راوی است. او سعی می کند آن دوران ملتهب را با چنان دقت نظری روایت کند که

ما آن را با تمام وجود حس کنیم. تاریخ برای مهدویان نه یک نوستالژی که صرفاً ماده

خامی است که باید آن را به تماشا نشست. از دل چنین تفسیری است که بی طرفی

و عدم قضاوت مهدویان را ملاحظه می کنیم .

مهدویان با حذف قطب مخالف ماجرا (یعنی سازمان مجاهدین خلق) سعی می کند

این عدم قضاوت را تا لحظه آخر فیلم حفظ کند. مهدویان این نکته را به خوبی فهمیده

که ورود به دنیای اعضای سازمان مجاهدین خلق او را وادار به موضع گیری می کند،

پس او از نمایش آن ها چشم پوشی می کند تا مجبور نشود درباره آن ها قضاوتی

داشته باشد. به جای آن مهدویان با تمرکز روی تیم اطلاعاتی به طور کامل حال و

هوای آن دوران و نگاه های مختلفی را که درباره برخورد با اعضای سازمان مجاهدین

خلق وجود داشته را نمایش می دهد .

مهدویان موفق می شود احساسات را از تمام فیلمش بگیرد و همین عدم احساسات

گرایی است که فیلم را تا این حد تکان دهنده از آب درآورده. اجرای بی تاکید از فجایع

تنها یک بازی فرمی ساده نیست، بلکه نشان دادن عریان واقعیت است. چند صحنه از

فیلم این واقعیت چنان روی سر تماشاگر آوار می شود که او نمی تواند از زیر بار این

فشار راحت بیرون بیاید. برای مثال نگاه کنید به لحظه ترور لیندا کیانی به عنوان یکی

از اعضای بریده سازمان به دست خواهرش. یا لحظه ای که حجازی فر از صدیقیان

می خواهد چشمان بچه را بگیرد تا کشتاری را که منافقان به راه انداخته اند نبیند .

« ماجرای نیمروز»؛ روایتی خیره کننده از تاریخ/ فیلمی که به جشنواره فجر آبرو داد

پس فرم فیلم برداری و تدوین فیلم نه یک جذابیت فنی صرف که تنها راه چاره برای

بازنمایی تاریخ است. حتی معدود لحظاتی که اعضای گروه احساساتی می شوند

اصلا روی این احساسات تاکید نمی شود. در واقع مهدویان موفق شده با طراحی

بصری باشکوه خود عاطفه و احساسات را از تصاویر و روایت تاریخی اش بگیرد و آن

را مماس با واقعیت آن زمان و حتی امروز روایت کند.از طرف دیگر مهدویان سعی

می کند تمام دیدگاه های آن دوران را نمایندگی کند. از خشونت کاراکتر حجازی فر

بگیر تا تعقل کاراکتر زمین پرداز همه و همه نمایندگان دیدگاه های پرآشوب آن دوران هستند .

حالا می توان مهدویان را در کنار نعمت الله یکی از معدود ایماژیست های سینمای ایران

دانست که دوربین و طراحی بصری آثارشان صرفاً برای زیبایی نیست. بلکه این فرم کاملاً

ارتباط تماتیکی با روایت و داستان آن ها دارد و از دل متن است که فرم آن ها ساخته

می شود .

اما ماجرای نیمروز محلی برای درخشش مجدد هادی حجازی فر هم هست. او کاراکتر

فیلمش را از یک شخصیت محکم فراتر می برد و با خشونت و بدویتی که به شخصیت

می بخشد آن را بدل به یک انسان زمینی کامل می کند. یک بمب ساعتی دو پا که

هر لحظه آماده انفجار است. مهدویان با رمانتیک زدایی از تاریخ موفق می شود

روایت موثق و درخشانی از تاریخ به مخاطب عرضه کند .

ماجرای نیمروز خیلی فیلم بزرگی است. انقدر بزرگ که این چند صد کلمه گوشه ای

از دنیای پیچیده اش را هم توضیح نمی دهد. پس منتظر اکران آن می مانیم تا با

حوصله و صبر بیشتری درباره این فیلم حرف بزنیم. فیلمی که از همین تماشای

اول ابعادش فراتر از سینمای ایران به نظر می رسد. فقط می ماند یک حسرت بزرگ.

حسرتی که باعث می شود فیلم مهدویان از یک شاهکار سینمایی کامل یک گام

فاصله داشته باشد. و آن حسرت ماجرای عاشقانه ای است که در فیلم وجود دارد

و با اتمسفر آن ناهمخوان است .

« ماجرای نیمروز»؛ روایتی خیره کننده از تاریخ/ فیلمی که به جشنواره فجر آبرو داد

 

کاش مهدویان از این روایت شبه رمانتیک چشم پوشی می کرد تا اثرش همین یک

دست انداز کوچک را هم نداشته باشد. آن موقع می شد به راحتی از یک شاهکار

بدون اشکال حرف زد. با ماجرای نیمروز کار دیگر فیلم سازان برای روایت تاریخ معاصر

خیلی سخت شده. حالا دیگر بازنمایی بصری دقیق آن دوران کافی نیست، بلکه فیلم

سازان باید سعی کنند از این روایت درخشان تاریخی قدمی فراتر روند که خیلی بعید

است بتوانند چنین کاری را انجام دهند .

 

فیلم ماجرای نیمروز

عوامل فیلم

کارگردان:محمد حسین مهدویان / فیلمنامه:محمد حسین مهدویان و ابراهیم امینی

/ مدیر فیلمبرداری:هادی بهروز / طراح گریم:محسن دارسنج / طراح صحنه و

لباس:بهزاد جعفری / تدوین:سجاد پهلوان زاده / صدابردار:هادی ساعد محکم

/ صدا گذار:مهرشاد ملکوتی / موسیقی:حبیب خزایی فر / مدیر تولید:سعید شرفی کیا

/ جلوه های ویژه:محسن روزبهانی / برنامه ریز:وحید کاشی / دستیار اول کارگردان:عبدالرحیم

صاحب الفصول / انتخاب بازیگر و بازیگردان:ابراهیم امینی / عکاس:سحاب زری باف / مشاور

رسانه ای:بیتا موسوی / فضای مجازی:آریان امیرخان / مجری طرح:کامران حجازی

و تهیه کننده:سید محمود رضوی

 

خلاصه داستان فیلم ماجرای نیمروز و بازیگران آن

 

رکوردهای جالب جشنواره سینمایی فیلم فجر

الف ) رکوردها :

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین کارگردانی: مجید مجیدی ۴ بار - اصغر فرهادی ۳ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین بهترین فیلم: ابراهیم حاتمی‌کیا ۵ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین فیلمنامه: کامبوزیا پرتوی ۳ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین فیلمبرداری: محمود کلاری ۴ بار

 رکورد بیشترین سیمرغ بلورین تدوین: هایده صفی‌یاری و حسین زندباف هر کدام ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین صداگذاری: محمدرضا دلپاک ۸ بار - اسحاق خانزادی ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین صدابرداری: جهانگیر میرشکاری ۵ بار - یدالله نجفی ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین موسیقی: مجید انتظامی و حسین علیزاده هر کدام ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی و ایرج رامین‌فر هر کدام ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری ۶ بار - سعید ملکان ۴ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین جلوه‌های ویژه: محسن روزبهانی ۸ بار - محمدرضا شرف‌الدین ۶ بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول زن: لیلا حاتمی ، و مریلا زارعی هر کدام 3بار

رکورد بیشترین سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول مرد: پرویز پرستویی ۴ بار - فرامرز قریبیان ۳ بار

 

 

 ب ) رده بندی فیلم های سینمایی از لحاظ دریافت سیمرغ بلورین :

هشت سیمرغ بلورین :

- «پرده آخر» به کارگردانی واروژ کریم‌مسیحی محصول ۱۳۶۹ از نهمین جشنواره فیلم فجر

- «آژانس شیشه‌ای» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا محصول ۱۳۷۶ از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر

- «بوی کافور، عطر یاس» به کارگردانی بهمن فرمان آرا محصول ۱۳۷۸ از هجدهمین جشنواره فیلم فجر

- «دوئل» به کارگردانی احمد رضا درویش محصول ۱۳۸۲ از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر

- «رستاخیز» به کارگردانی احمد رضا درویش محصول ۱۳۹۲ از سی و دومین جشنواره فیلم فجر

 

هفت سیمرغ بلورین :

- «سگ‌کشی» به کارگردانی بهرام بیضایی محصول ۱۳۷۹ از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر

- «باران» به کارگردانی مجید مجیدی محصول ۱۳۷۹ از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر

– «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی محصول ۱۳۹۴ از سی و چهارمین

جشنواره فیلم فجر (بعلاوه دو سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در بخش نگاه نو)

 

شش سیمرغ بلورین :

- «سرزمین خورشید» به کارگردانی احمدرضا درویش محصول ۱۳۷۵ از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر

- «هیوا» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور محصول ۱۳۷۷ از هفدهمین جشنواره فیلم فجر

- «خانه‌ای روی آب» به کارگردانی بهمن فرمان آرا محصول ۱۳۸۰ از بیستمین جشنواره فیلم فجر

- «خیلی دور، خیلی نزدیک» به کارگردانی رضا میرکریمی محصول ۱۳۸۳ از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر

- «خون‌بازی» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد محصول ۱۳۸۵ از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر

- «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا محصول ۱۳۹۲ از سی و دومین جشنواره فیلم فجر

 

پنج سیمرغ بلورین :

- «مهاجر» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا محصول ۱۳۶۸ از هشتمین جشنواره فیلم فجر

- «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی محصول ۱۳۶۸ از هشتمین جشنواره فیلم فجر

- «مسافران» به کارگردانی بهرام بیضایی محصول ۱۳۷۰ از دهمین جشنواره فیلم فجر

- «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» به کارگردانی محسن مخملباف محصول ۱۳۷۰ از دهمین جشنواره فیلم فجر

- «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی محصول ۱۳۷۳ از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر

- «من، ترانه ۱۵ سال دارم» به کارگردانی رسول صدرعاملی محصول ۱۳۸۰ از بیستمین جشنواره فیلم فجر

- «خیلی دور، خیلی نزدیک» به کارگردانی رضا میر کریمی محصول ۱۳۸۳ از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر

- «به همین سادگی» به کارگردانی رضا میر کریمی محصول ۱۳۸۶ از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر

- «جرم» به کارگردانی مسعود کیمیایی محصول ۱۳۸۹ از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر

- «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی محصول ۱۳۹۰ از سی امین جشنواره فیلم فجر

- «رخ دیوانه» به کارگردانی ابوالحسن داوودی محصول ۱۳۹۳ از سی و سومین جشنواره فیلم فجر

«ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمد حسین مهدویان محصول ۱۳۹۵ از سی پنجمین جشنواره فیلم فجر