شاعر : ویلیام شکسپیر

دیگرت چه باک از گرمای خورشید

یا یورش های خشمگین زمستان،

کار این جهانی خود به سامان رسانده ای

به خانه بازگشته و مزدت ستانده ای.

نازپروردگان نیز همچو رفتگران

باید همه در خاک شوند.

دیگرت چه باک از نهیب زورمندان

تو از ضربت خودکامگان رسته ای.

دیگرت چه اندیشه ی خوردن و پوشیدن

در چشم تو بوریا با بلوط یکسان است.

اورنگ ها، دانش ، کیمیا نیز

باید همه در پی آیند و خاک شوند.

دیگرت چه باک از درخش آذرخش

یا خروش های هراس انگیز تندر.

دیگرت چه باک از افترا و ناروا

که شیون و شادی ات سرآمده است.

همه عاشقان جوان ، همه ی عاشقان

باید به تو بگروند و در خاک شوند.