احترام‌ سادات حبیبیان / بازیگر سینما

نخستین تجربه‌ بازیگری‌ احترام‌سادات حبیبیان در «مصائب شیرین» برای او سیمرغ بلورین و تندیس جشن انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی را به عنوان بهترین بازیگر مکمل به ارمغان آورد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - احترام‌سادات حبیبیان مادر علیرضا (کارگردان) و محمدرضا داودنژاد (بازیگر) که میان اهل سینما با نام «مامان اتی» شناخته می‌شد صبح امروز، 19 آبان، پس از تحمل یک‌ دوره بیماری درگذشت.

حبیبیان و زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان، مادر کیومرث پوراحمد از نخستین مادرانی بودند که در فیلم‌های فرزندان‌شان به ایفای نقش پرداختند. حبیبیان جز فیلم «دختری در قفس» (قدرت‌الله صلح‌میرزایی) تنها در آثار پسرش بازی می‌کرد.

با وجود آنکه تعداد فیلم‌های حبیبیان از عدد 7 بیشتر نیست اما همین حضور کم او در میان علاقمندان سینما ماندگار و دیدنی است.

نخستین تجربه‌ بازیگری‌ او در «مصائب شیرین» برای او سیمرغ بلورین و تندیس جشن انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی را به عنوان بهترین بازیگر مکمل به ارمغان آورد.

بعد از آن «بهشت از آن تو (1379)»، «بچه‌های بد (1379)» ، « دختری در قفس(1381)» ، «هوو (1384)» ، «مرهم (1389)» و «کلاس هنرپیشگی (1391)» از دیگر فیلم‌های او بود با این همه در «مرهم» به اقتضای نقش بیشترش در قصه، نشان داد چه بازیگر قابلی‌ست.درگذشت علیرضا داودنژاد از علاقه‌ی همیشگی خانوادگی‌شان به فیلم دیدن و سینما رفتن یاد کرده و می‌گوید: « از همان اول همیشه در خانه ما بحث و بررسی فیلم‌ها و قصه‌های آنها متداول بود و خیلی درباره سینما در خانه ما حرف می‌زدند. خانوادگی به سینما می‌رفتیم و وقتی بر می‌گشتیم در خانه درباره فیلم‌ها و شخصیت‌های آنها بحث و گفت‌و گو می کردیم.»علیرضا داودنژاد با اشاره به انتخاب مادر و مادربزرگش برای دو نقش اصلی فیلم‌ "مرهم" توضیح داده بود: «اصولا وقتی به فکر این سوژه‌ها می‌افتم، بهترین آدم‌ها برایم آدم‌های واقعی هستند که آنها را می‌شناسم چون می‌توانم براساس شخصیت آنها، فیلم‌نامه را طراحی کنم. هم اشرف سادات مادربزرگم را خیلی خوب می‌شناسم چون از وقتی چشمم را بازکردم عزیز را دیدم و هم مادرم را که فکر می‌کنم طبیعی است که باید بشناسم. اینها آشناترین آدم‌های زندگی‌ام بودند و فکر کردم این آشنایان زندگی‌ام، خیلی بهتر می‌توانند به فیلم کمک کنند.»

مادر علیرضا داودنژاد ـ که در فیلم «مرهم» با مادرناتنی‌اش کبری حسن‌زاده (اشرف سادات) هم‌بازی شده بود، می‌گفت: «عزیز ـ اشرف‌سادات ـ چهل سال است که سینما نرفته است و اهل سینما رفتن و فیلم دیدن هم نیست. من تحت‌تاثیر بازی او در فیلم «مرهم» قرار گرفتم. سر فیلم احساس خجالت می‌کردم که ایشان همش از خدا حرف می‌زد و علیرضا نقشی را به من داده بود که فقط باید از پول حرف می‌زدم. اما همش در طول فیلمبرداری به خودم آرامش می‌دادم که این نقش را باید بازی بکنم و این نقش من هست و کاریش هم نمی‌توان بکنم.»درگذشت رضا داودنژاد (پسر علیرضا) که در فیلم «مرهم» نقش یکی از نوه‌ها را بازی می‌کند،یادآور شده بود:«مامان و عزیز وقتی تمرین می‌کردیم، اینقدر در نقش فرو می‌رفتند که وقتی کلید می‌زدیم، انگار زندگی می‌کردند.»حبیبیان درباره بازیگری سینما دیدگاه جذابی داشت که در مصاحبه‌هایش به آن اشاره می‌کند و با توجه به تجربه زندگی بسیار آموختنی و قابل توجه است که به بهانه سینما درس‌هایی از زندگی را به ما می‌آموزد.

« وقتی آدم با حس‌ و عشق به سراغ کاری می‌رود خوب از آب درمی‌آید. چه تجربه داشته باشد و چه نداشته باشد و چه مدرک داشته باشد و چه نداشته باشد. مثل خود زندگی است، وقتی با عشق بروی در آشپزخانه همه چی خوب درمی‌آید، اگر بی‌حوصله بروی چیزی خوب در نمی‌آید.

اگر بازی مثل زندگی نباشد که اصلا جذاب نیست. اگر کارگردان به بازیگری نقشی و دیالوگی را می‌دهد، اگر بازیگر با دیالوگ زندگی نکند و عشق نورزد هر چقدر هم که حرفه‌ای باشد، اثر خوب از آب درنمی‌آید، باید با نقش زندگی کرد. »

"مامان اتی" درباره علاقه‌اش به سینما در مصاحبه‌ای گفته بود: «وقتی جوان بودم سینما را دوست داشتم. ولی آن زمان برای خانواده‌ها ننگ بود اگر می‌گذاشتند دخترشان در سینما کار کند. اما در سال‌های بعد که از جوانی فاصله گرفتم سرانجام توانستم با فیلم‌های پسرم به سینما بیایم.»درگذشت از احترام سادات حبیبان وقتی پرسیده می شود که چرا غیر از فیلم‌های پسرش علیرضا در فیلم‌های دیگر کارگردان‌ها بازی نکرده‌ است؟ جواب می دهد: « خیلی‌ها با من صحبت کردند و پیشنهاد کار در فیلم‌هایشان را به من دادند ولی من به همه‌ی آنها گفتم؛ فقط در فیلم‌های پسرم بازی می‌کنم! چون فقط علیرضا است که به من انرژی می‌دهد و می‌توانم حرکت بکنم چون تا عشق نباشد،هیچ چیز حرکت نمی‌کند. هر وقت پسرم تشخیص دهد، بازی می‌کنم.»

احترام‌سادات حبیبیان که به قول نوه‌اش (رضا داودنژاد) فیلم‌بین حرفه‌ای بود، با زبان مادرانه‌اش درباره فیلم‌ها و سینما گفته بود: «فیلم باید مثل آموزشگاه باشد. وقتی کسی برای رفتن به سینما وقت و هزینه می‌گذارد، نباید دست خالی برگردد. فیلم باید اثرگذار باشد. باید در این دنیا خاطره بسازیم.»

جزئیات زندگی و مرگ ناصر ملک مطیعی هنرپیشه سینما

جزئیات زندگی و مرگ ناصر ملک مطیعی هنرپیشه سینما

ناصر ملک مطیعی بازیگر سینمای ایران ساعتی پیش در سن ۸۸ سالگی درگذشت. این بازیگر طی هفته گذشته به دلیل نارسایی کلیه و تنگی نفس در بیمارستان بستری شده بود.

ناصر ملک‌مطیعی کارگردان و بازیگر قبل از انقلاب سینما و تلویزیون ایران است که بعد از انقلاب فعالیت اندکی در این عرصه داشته و فیلم «نقش نگار» آخرین بازی وی در عرصه سینما به شمار می‌آید که هنوز اکران عمومی نشده است.

ناصر ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون متولد سال ۱۳۰۹ در تهران بوده  قبل از آنکه به سینما بیاید معلم ورزش دبیرستان‌های تهران بود

چندی پیش وی در برنامه دورهمی با مهران مدیری گفتگو کرده بود که این برنامه بنا به دلایلی پخش نشد.

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک‌مطیعی (۱۳۰۹–۱۳۹۷) کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی پیش از انقلاب بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تغییر چارچوب‌های حاکم بر سینمای ایران، ملک‌مطیعی، هم چون فردین و بهروز وثوقی، جایی در سینمای پس از انقلاب نداشتند و زمینه ادامه فعالیت هنری آنها فراهم نشد. ملک‌مطیعی، پس از انقلاب و تا به امروز، در مشاغلی هم چون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشته‌است. اما در سال ۱۳۹۲ در فیلم سینمایی نقش نگار ایفای نقش کرد.

 

زندگی‌نامه

ناصر ملک‌مطیعی دیپلم رشتهٔ تربیت بدنی دانش‌سرای عالی تهران است و قبل از آن که به سینما راه یابد، معلم ورزش دبستان‌های تهران بود. او پس از ورود به سینما و کسب محبوبیت، به فعالیت در تئاتر (از ۱۳۳۵) و دوبلهٔ فیلم (۱۳۳۸) نیز پرداخت.

 

فعالیت هنری

فعالیت وی در سینما با بازی در صحنه کوتاهی از فیلم «واریته بهاری» (پرویز خطیبی، ۱۳۲۸) آغاز شد. بازی ملک مطیعی در دومین فیلمش («شکار خانگی» و «علی دریابیگی» ـ ۱۳۳۰) در حد بیان یک جملهٔ کوتاه در صحنهٔ یک میهمانی بود. اما بازی ملک مطیعی در «ولگرد» (مهدی رئیس فیروز، ۱۳۳۱) او را به اوج محبوبیت رساند و برای بازی در آن نخستین دستمزد فعالیت حرفه‌ای خود را گرفت. با موفقیت «ولگرد» بلافاصله در فیلم‌های «گرداب» (حسن خردمند، ۱۳۳۲) ـ که نخستین فیلم رنگی سینمای ایران بود ـ و سپس در فیلم «غفلت» (علی کسمایی، ۱۳۳۲) بازی کرد. ملک مطیعی پس از بازی در «غفلت»، از «پارس فیلم» به «دیانا فیلم» رفت، تا در ازای بازی در دو فیلم در سال، ماهانه هزار تومان دستمزد دریافت کند، اما پس از ایفای نقش در «چهارراه حوادث» (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۳۳) که متفاوت از سایر نقش‌های او بود، به خدمت نظام احضار شد. او پس از بازگشت، در فیلم «اتهام» (شاپور یاسمی، ۱۳۳۵) بازی کرد. ملک‌مطیعی در فاصلهٔ سال‌های (۴۰–۱۳۳۶) در فیلم‌های: «بازگشت به زندگی» (عطاالله زاهد، ۱۳۳۶)، «عروس فراری» (اسماعیل کوشان، ۱۳۳۷)، «طلسم شکسته» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۷)، «دشمن زن» (پرویز خطیبی، ۱۳۳۷)، «دوقلوها» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۸)، «اول هیکل» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۹)، عمو نوروز (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰)، آرامش قبل از طوفان (خسرو پرویزی، ۱۳۴۰)، عسل تلخ (حسین مدنی، ۱۳۴۰)، سایهٔ سرنوشت (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۰) و آس و پاس (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰) بازی کرد. پس از دههٔ ۴۰ شمسی، با حضور محمدعلی فردین به عنوان «جوان اول» فیلم‌ها، به تدریج از محبوبیت او کاسته شد.

 بیوگرافی ناصر ملک مطیعی,عکس جدید ناصر ملک مطیعی

ملک‌مطیعی از سال ۱۳۴۱ با پوشیدن لباس جاهل‌ها و کلاه مخملی‌ها، که پیش از او عباس مصدق و مجید محسنی به تن کرده بودند، در نقش‌هایی ظاهر شد که فردین جز دو بار در فیلم‌های: «زن‌ها فرشته‌اند» (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۲) و «ایوب» (فریدون ژورک، ۱۳۵۰) حاضر به پوشیدن آن لباس‌ها و ایفای آن نقش‌ها نشد. ملک مطیعی در فیلم‌های: «کلاه مخملی» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۱)، «با معرفت‌ها» (حسین مدنی، ۱۳۴۲)، «مردها و جاده‌ها» (ناصر ملک‌مطیعی، ۱۳۴۲)، «ابرام در پاریس» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۳)، «سالار مردان» (نظام فاطمی، ۱۳۴۷) و «مردان روزگار» (مازیار پرتو، ۱۳۴۸) با کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کفش چرمی نوک تیز، کلاه مخملی و دستمال ابریشم یزدی و تسبیح شاه مقصود، اگرچه مصداق زنده‌ای از نمونه اجتماعی سنخ «جاهل» نبود، اما مجموعهٔ اجرای نقش، به‌ویژه حرکات دست‌ها و بالا انداختن ابرو، تکیه کلام‌ها و نقل‌هایش، عامهٔ بینندگان را مجذوب خود کرد.

 

ملک مطیعی تا قبل از «قیصر» (مسعود کیمیایی، ۱۳۴۸) و ایفای نقش «داش فرمان» با کلاه مخملی، در نقش‌های دیگری همچون مرد روستایی (عروس دهکده)، افسر نیروی دریایی (پاسداران دریا)، شاه عباس کبیر (حسین کرد)، رئیس دزدها (هاشم خان)، پزشک (فرار از حقیقت) و مانند این‌ها نیز ظاهر می‌شد؛ اما پس از موفقیت فیلم «قیصر» ـ که نقش کوتاهی هم در آن داشت ـ یکسر به ایفای نقش‌های کلاه مخملی دعوت شد. «علی بی غم» (عباس کسایی، ۱۳۴۹)، «رقاصهٔ شهر» (شاپور قریب، ۱۳۴۹)، «طوقی» (علی حاتمی، ۱۳۴۹)، «مرید حق» (نظام فاطمی، ۱۳۴۹)، «سه قاب» (زکریا هاشمی، ۱۳۵۰) و «کاکو» (شاپور قریب، ۱۳۵۰) شماری از این فیلم‌ها است. «مرد»، «غلام ژاندارم»، «نقره داغ»، «ابرمرد»، «قلندر»، «آقا مهدی وارد می‌شود»، «دشمن»، «صلات ظهر» از جمله آثار تحسین‌برانگیز وی محسوب می‌شود. ملک مطیعی اگرچه در فیلم‌های بعدی‌اش کوشید تا از کاراکتر جاهلی فاصله بگیرد، اما تلاش او همواره توأم با توفیق نبود. او در فیلم «بت» (به کارگردانی ایرج قادری، ۱۳۵۵) در نقش یک استوار ژاندارمری ظاهر شد.

 

کارگردان فیلم(ایرج قادری) نقل کرده‌است:

مشکل می‌شود با بازیگری جا افتاده طرف شد. من سعی می‌کردم حرکت ابرو را از ملک مطیعی بگیرم، می‌دیدم این بار غبغب می‌گیرد. مواظب غبغبش بودم، دستش حرکت اضافی می‌کرد. خب تا چه اندازه می‌توان مواظب بود؟ این است که در بت، ناصر همانی است که بوده.

 

جوایز

برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال ۱۳۵۰ برای بازی در فیلم سه قاپ.

برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره در سال ۱۳۴۹ برای بازی در فیلم رقاصه شهر.

 

پنج فیلم بیاد ماندنی

-فیلم قیصر (کارگردان : مسعود کیمیایی) در نقش فرمون – ۱۳۴۸

-فیلم طوقی (کارگردان : علی حاتمی در نقش آسید مصطفی – ۱۳۴۹

-فیلم پهلوان مفرد (کارگردان : امان منطقی) در نقش مرشد – ۱۳۵۰

-فیلم قلندر (کارگردان : علی حاتمی) در نقش قلندر – ۱۳۵۱

-سریال سلطان صاحب قران (کارگردان : علی حاتمی) در نقش امیرکبیر

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی بازیگر مرد قدیمی و مشهور

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی بازیگر مرد قدیمی و مشهور سینمای ایران است در سال 1309 در پایتخت متولد شده است. بیوگرافی بازیگران و هنرمندان

 

همه فعالیت های سینمایی این بازیگر نامدار مربوط به
قبل از انقلاب بوده است اما همیشه به عنوان نقش اول
فیلم های سینمایی حضور داشته است و سبک بازی
بسیار خاصش او را به سوپر استار سینمای ایران در کنار بهروز وثوقی و محمدعلی فردین تبدیل کرده بود.

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی و بهروز وثوقی

او طرفداران بسیار زیادی را قبل از انقلاب داشت و برای دیدن فیلم هایش مردم ساعتها پشت درب سینما صف میکشیدند!سعید راد

تحصیلات ناصر ملک مطیعی

ناصرخان با توجه به اینکه در دوران پیش از انقلاب
توجه زیادی به تحصیل و دانشگاه نمیشد ولی توانست
مدرک دیپلم خود را در رشته تربیت بدنی اخذ کند و به
عنوان یکی از بازیگران تحصیل کرده قبل از انقلاب لقب بگیرد.

 

او قبل از بازیگری به عنوان معلم ورزش در مدارس ایران فعالیت میکرد.

شروع بازیگری

وی بازیگری را در سال 1328 به صورت رسمی آغاز کرد و با حضور در فیلم سینمایی واریته بهاری توانست تجربه مهمی را در عرصه سینما کسب کند.

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی

سبک بازی او بسیار خاص بود و همیشه به عنوان
سوپرمن فیلم ها ظاهر میشد و همین مهمترین عامل محبوبیت و شهرت او در سینمای ایران بود.

این فیلم داستان بسیار جالبی داشت و نقش اول آن
کاراکتری به نام “میرزا خنده رو” بود که همیشه چهره اش خندان بود و با هر مشکلی میخندید و هیچ چیزی او را ناراحت نمیکرد

همچنین ببینید: زندگینامه مجید مظفری و همسرش

تا اینکه به دلیل مسائلی مورد عمل جراحی قرار میگیرد
و  پزشکان ناچار میشوند که همه اعضای بدنش را قطع کنند ولی با این حال این کاراکتر همچنان خنده رو بود.

 

تجربه کارگردانی

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی در کنار هنرپیشگی کارگردانی هم کرده است و از کارگردانان بزرگ ایران نیز محسوب میشود.

بیوگرافی کتایون امیر احمدی (هنرپیشه)

بیوگرافی کتایون امیر احمدی (هنرپیشه)

پدرش کارمند وزارت خارجه بود و وقتی به باکو رفته بود با مادرش آشنا شد و ازدواج کرد. مادر کتایون اهل باکو بود و تحصیلاتش را در شوروی گذرانده بود. او در مورد نحوه ازدواج پدر و مادرش در مصاحبه‌ای که با روزنامه جام جم داشته این چنین می‌گوید: «در سفری که پدرم به باکو رفته بود با مادرم آشنا شد و در آنجا از مادرم خواستگاری کرد. مادرم در شوروی تحصیل کرده بود و چون مدرک دانشگاه باکو در آن زمان معتبرتر از مدرک تحصیلی دانشگاه‌های ایران بود پس از این که مادرم به ایران آمد به عنوان دبیر ورزش مشغول به کار شد.» کتایون فرزند اول خانواده بود. دو خواهر و سه برادر دارد. کودکی اش را در رشت گذراند. نوجوان بود که به تهران آمد. در دبیرستانی در خیابان شاه آباد تحصیل کرد، مادرش هم در همان مدرسه تدریس می‌کرد. در ۱۷ سالگی به عقد یکی از اقوام نزدیکش درآمد و صاحب دو دختر به نام‌های نازی و نیلوفر شد. از کودکی عاشق بازیگری بود و در خانواده‌ای زندگی می‌کرد که با هنر بیگانه نبودند. شوهر عمه‌اش، کارگردان تئاتر بود و البته نسبت دوری هم با شهلا ریاحی و بهمن فرمان‌آرا دارد. در مورد چگونگی ورودش به دنیای هنر می‌گوید: «یادم است نزدیک دبیرستان ما سالن تئاتری بود که اکثر هنرپیشه‌های آن زمان در این سالن، نمایش اجرا می‌کردند. من هم به واسطه شوهرعمه‌ام که در تئاتر بود زیاد به آنجا می‌رفتم و از همان‌جا با صحنه تئاتر واقعی آشنا شدم.»

بی شک یکی از بیاد ماندنی‌ترین نقش‌هایش را در فیلم حسن کچل (علی حاتمی، ۱۳۴۹) بازی کرد. او می‌گوید: «قبل از حضورم در این فیلم آشنایی چندانی با مرحوم علی حاتمی نداشتم و فقط از طریق شوهرم تهیه‌کننده فیلم را می‌شناختم. یک روز آقای حاتمی مرا در دفتر ایشان دیدند و از من خواستند که این نقش را بازی کنم، اما همان موقع به من گفتند این فیلم موزیکال است و معلوم نیست که اصلاً بفروشد یا نه، اما با این حال من قبول کردم که این نقش را بازی کنم و جالب اینجاست که فیلم حسن کچل در زمان خودش یعنی سال ۱۳۴۹ چیزی حدود ۹ میلیون تومان فروخت و من هم برای بازی در این فیلم ده هزار تومان گرفتم.» در فیلم درختان ایستاده می‌میرند (امیر شروان، ۱۳۵۰) او در کنار آذر شیوا بازی کرد. در فیلم بده در راه خدا (رضا صفایی، ۱۳۵۰) به عنوان نقش اول زن در کنار تقی ظهوری و علی میری بازی کرد. درفیلم ازدواج ایرانی (احمد نجیب‌زاده، ۱۳۴۷) نقش مقابل عارف عارف کیا را بازی کرد.

کتایون امیرابراهیمی پس از ۲۷ سال با سریال بدون شرح (مهدی مظلومی، ۱۳۸۰) بار دیگر به دنیای بازیگری بازگشت و در سال ۱۳۸۲ در سریال کوچهٔ اقاقیا به کارگردانی رضا عطاران در نقش گلنسا، همسر فوت شده منوچهر نوذری، که به شکل روح ظاهر می‌شد و با منوچهر نوذری صحبت می‌کرد به ایفای نقش پرداخت. پس از آن در سال ۱۳۸۳ و با فیلم بازنده به سینما بازگشت. او نقشی هم در فیلم ورود آقایان ممنوع (رامبد جوان) داشت که حاشیه‌هایی را به همراه داشت. امیر ابراهیمی نسبت به نوع نوشتن اسمش در تیتراژ گله‌مند است و می‌گوید: «از رامبد جوان به‌خاطر نوع نوشتن اسم من در تیتراژ گله‌مند هستم چون ایشان هیچ احترامی برای من قایل نشدند و اسم مرا در انتهای تیتراژ نوشتند. متأسفانه امروزه در سینما اخلاق و احترام وجود ندارد.» همچنین او در سال ۱۳۸۳ در سریال طنز «من یک مستاجرم» به کارگردانی «پریسا بخت آور» در نقش «زمانه خانم» ایفای نقش کرد.

 

بیوگرافی سارا و نیکا فرقانی اصل بازیگران سریال پایتخت

دوقلوها متولد ۸ مرداد ۱۳۸۳ از تهران هستند و در حال حاضر همراه با خانواده در سوئد زندگی می‌کنند.

چگونه سارا و نیکا پا به عرصه بازیگری گذاشتند؟

اولین تجربه حضور هنری سارا و نیکا به سریال دوباره زندگی ب کارگردانی نادر مقدس در سال 1384 بر میگردد که 9 ماه بودند.

به گفته دوقلوها ( سارا و نیکا اصل فرقانی ):

آقای رسول حاتمی كه اون زمان، ما رو از سریال دوباره زندگی می‌ شناخت و آشنایی نزدیكی هم با گروه پایتخت داشت وقتی برای سریال پایتخت دنبال دوقلو بودن مارا به آقای مقدم معرفی‌ كرد

بعد از اینكه به دفتر رفتیم برزو نیک نژاد (فیلمنامه نویس) از ما تست گرفت و برای نقش دوقلوهای پایتخت انتخاب شدیم

سری اول سریال پایتخت در نوروز 90 از شبکه یک پخش شد، کم کم با فصل های دو – سه و چهارم این بچه ها دیده شدند و به شهرت رسیدند، تنها و اولین تجربه این دو خواهر با پایتخت بود

در این سریال پایتخت سارا و نیکی نقش فرزندان نقی معمولی را بازی می کنند.

بیو گرافی سارا و نیکا ( بازیگران سریال پایتخت) بیو گرافی سارا و نیکا ( بازیگران سریال پایتخت)

علت مهاجرت خانواده سارا و نیکا به سوئد چه بود؟

پدر سارا و نیکا فوتبالیست بود و تو لیگ جوانان درتیم های عقاب و راه آهن 15 سال توپ زدند و بخاطر حادثه ای که در فوتبال برایشان پیش آمد دیگر نتوانستند فوتبال را ادامه بدهند و بعد از مدتی

پس از فصل دو پایتخت از سال 1392 خانواده فرقانی برای ادام تحصیل دختران دوقلو عازم کشور سوئد شدند تا دخترا در این کشور به تحصیلات خود ادامه می دهند.

نظر مادر سارا و نیکا در مورد بازیگری دخترانش چیست؟

مادر سارا و نیکا : راستش باخانم غفوری (تهیه کننده) و آقای مقدم قرار گذاشتیم هرسال که سریال پایتخت ساخته بشه سارا ونیکا را بیاوریم ایران تا بازی کنند و بعد به سوئد بازگردند.

فعلا نمی خواهیم بچه ها بازیگر شوند زیرا الان در مرحله ای هستند که باید درس بخوانند و بازی در پایتخت برایشان کافی است.

مادر و پدر سارا و نیکا اصل فرقانی

مادر و پدر سارا و نیکا اصل فرقانی

عکسهای سارا و نیکا

بیوگرافی سارا و نیکا فرقانی اصل بازیگران سریال پایتخت

بیوگرافی سارا و نیکا فرقانی اصل بازیگران سریال پایتخت

بیوگرافی مصطفی و مجتبی بلال حبشی بازیگران دقلوی سریال پایتخت

مجتبی و مصطفی بلال حبشی / بازیگر و خواننده متولد مرداد 1374 / شهر تنکابن :

ورود این دو برادر به سریال پایتخت به واسطه محسن تنابنده بوده است که آنها را در پشت صحنه سریال شاهگوش دیده بوده و از آنها خوشش آمده . و آنها در یکی از گفتگوهای خود گفته اند که مدیون محسن تنابنده هستند.

تشکر ویژه از بازیگرانی که هوای ما را داشتند، به خصوص محسن تنابنده که در سری سوم از ما خواست ترانه بخوانیم. همان ایده باعث شد یکباره دیده شویم و صدایمان مورد توجه قرار بگیرد.

پدر و مادر:

پدر و مادرمان اول موافق نبودند، شاید به این دلیل که اطلاع کافی از کار ما نداشتند، وقتی از بزرگان فامیل مشورت گرفتند و برخی از اقوام ما گفتند که برایشان آینده خوبی دارد راضی شدند.

الان خانواده ما مشوقمان هم هستند به خصوص از وقتی که اسپانسر برایمان پیدا شده است.

چه چیزی باعث شد مسعود دهقان اسپانسر رحمان و رحیم شود؟

بعد از اینکه کار پخش شد صدای ما مورد توجه قرار گرفت و برایمان اسپانسر پیدا شد. مسعود دهقان اسپانسر محسن چاوشی از صدای ما خوشش آمد و پیشنهاد خوانندگی داد و با ما قرارداد بست.

قدردانی ویژه مصطفی و مجتبی بلال حبشی محمدرضا علیمردانی

علاوه بر آن باید از محمدرضا علیمردانی تشکر ویژه داشته باشیم که در زمینه صدا خیلی به ما کمک کرد.

رحمان و رحیم در کنار ارسطو

رحمان و رحیم در کنار ارسطو

چرا رحمان و رحیم موهایشان کوتاه است و در سریال پایتخت کلاه گیس گذاشته اند؟

الان هم سرباز وزارت دفاع هستیم سازمان جغرافیای تهران. اگر یادتان باشد در سری سوم موهای بلند فر داشتیم از وقتی سرباز شدیم چهره مان تغییر کرد.

الان هم نامه آوردیم تا مدتی را که درحال بازی هستیم جزو خدمت حساب شود. خانواده تنکابن زندگی می‌کنند اما من و برادرم با حمایت اسپانسرمان تهران هستیم.

واکنش اطرافیان پس از شهرت مصطفی و مجتبی بلال حبشی؟

برای ما که خیلی خوشحالند، ولی خودشان اصلا به این چیزها علاقه ندارند. ما در منطقه ای هستیم که خیلی اهل این کارها نیستند. به دیدن فیلم و سریال علاقه دارند اما چون خانواده‌های مذهبی در محله ما ساکن هستند خودشان این کارهارا دوست ندارند.

 

بیوگرافی منوچهر نوذری

بیوگرافی منوچهر نوذری :

منوچهر نوذری
زاده‌ی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۵ قزوین  درگذشته‌ی ۱۶ آذر ۱۳۸۴ تهران

 دوبلور، بازیگر، مجری و کارگردان ایرانی و اصالتاً اهل کاشان بود.

او فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۲ آغاز کرد و از نخستین گویندگان تاریخ دوبله در ایران بود. صدای وی نقش‌های بازیگرانی همچو‌ جک لمون، دنی کی، راج کاپور، گلن فورد، باب هوپ، رداسکلتون و .... را در ذهن مردم ایران ماندگار نمود.

 از سال ۱۳۳۵ در رادیو نیز مشغول به کار شد و فعالیت خود را در سینما از سال ۱۳۳۸ به عنوان دستیار فنی آغاز کرد.
 اولین تجربه بازیگری او در سال ۱۳۴۱ با بازی در فیلم �لاله آتشین� به کارگردانی برادرش محمود نوذری و هوشنگ لطیف پور رقم خورد و بعدها نیز در فیلمهایی همچون: افق روشن، امیر ارسلان نامدار، حسین کرد شبستری، گوهر شب چراغ، غروب بت پرستان، آسمون بی ستاره، خیالاتی و چند می‌گیری گریه کنی به ایفای نقش پرداخت.
منوچهر نوذری با ساخت فیلم �ایوالله� نخستین تجربه اش در کارگردانی را مقابل دوربین برد و پس از آن در فیلم‌های دیگری مانند: خیلی هم ممنون و خیالاتی در مقام کارگردان، تدوینگر و یا سراینده اشعار فعالیت نمود.

منوچهر نوذری در دهه ۱۳۵۰ با مهاجرت به کشور مصر فیلم �الو من گربه هستم� را ساخت.

فعالیت هنری او پس از انقلاب عمدتاً بر تلویزیون و رادیو متمرکز بود.
از مشهورترین برنامه‌هایی که او در تلویزیون اجرا کرد می‌توان به �هزار برگ، هزار رنگ�،  �مسابقه هفته�، �تهران ساعت بیست� و �جدی نگیرید� و همچنین به بازیگری در مجموعه‌های داستانی �کوچه اقاقیا� و �باجناق ها� اشاره کرد. حضور او با اجرای چند نقش در برنامه‌های رادیویی �صبح جمعه با شما� و �صبح روز تعطیل� و کارگردانی این برنامه‌ها از دیگر فعالیت‌های منوچهر نوذری محسوب می‌شود.
یکی دیگر از اجراهای رادیویی و صمیمانه وی به برنامه �راه‌شب� مربوط است که در زمان خود مخاطبان بسیاری را جذب کرده بود.

در روزهای پایانی زندگی این هنرمند در بیمارستان اینگونه از او نقل شده:

"من اولین کسی بودم که در تلویزیون ایران مقابل دوربین رفتم و گفتم نام جعبه‌ای که تصویر من را در آن می‌بینید تلویزیون است".

وی در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۸۱ به صورت زنده در برنامه مهر در پاسخ به مجری برنامه که از او می‌پرسد بزرگترین دستاورد هنری شما چه بوده است، گفت "خانم فائقه آتشین" که باعث شوکه شدن مجری معروف آن روز تلویزیون ایران شد و بلافاصله بدون اینکه چیزی بگوید بحث را به طور کلی عوض می‌کند و دربارهٔ پسرش ایرج نوذری از او سؤال می‌کند.

منوچهر نوذری روز چهارشنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۴ به دلیل بیماری ریوی و  عفونت کلیوی در بیمارستان مدرس تهران درگذشت.

روحش شاد و یادش گرامی باد

بیوگرافی و زندگی نامه بهزاد / خواننده ایرانی

بیوگرافی و زندگی نامه بهزاد / خواننده ایرانی :

مهدی بهزادپور معروف به بهزاد خواننده ایرانی دهه هفتاد، زاده شهرستان بم می باشد.   
وی به عنوان خواننده برتر یادواره بین‌المللی خواجوی کرمانی با آلبوم «درد محبت» برگزیده شد. «تاب بنفشه» مشهورترین کار هنری اوست که شهرت چشمگیری یافت. آلبوم های شمع و پروانه، دردمحبت، تاب بنفشه از جمله کارهای وی درچند سال اول انقلاب بود. اغلب کارهایش ساخته‌های موید محسنی است و بعضی نیز از همایون خرم است. بهزاد به دلیل معالجه بیماری حنجره، مجبور به ترک ایران شد و بعدها بهبودی یافت. بهزاد هر سال چند ماهی را در ایران و اغلب در شهرستان بم می‌گذراند گفتنی است صدای خوب در خانواده بهزادپور موروثی بوده و ایشان خواهرزاده هنرمند گرامی استاد کورس سرهنگ زاده هستند و خیلی ها صدای بهزاد را که بیش از حد به صدای دایی جان شباهت دارد با صدای ایشان اشتباه میگیرند

بیوگرافی کیهان کلهر / نوازنده

بیوگرافی کیهان کلهر / نوازنده

کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ خورشیدی در خانواده‌ای کرمانشاهی و موسیقی‌دوست در کرمانشاه چشم به جهان  گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد. کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کاناداشد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتون اتاوافارغ‌التحصیل شد.
کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعه جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه استادعلی اصغر بهاری نام برده‌است. برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها تلاش بسیاری کرده‌است، همکاری  وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویوما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی  را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده‌است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد. او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»
اساتیدی از «کیهان کلهر» به عنوان جهانی‌ترین مرد موسیقی ایران یاد کرده‌اند. وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه استاد شهرام ناظری به نوازندگی و تنظیم پرداخت. از میان این آثار می‌توان به سفر به دیگر سو و دو اثر دیگر که در ایران انتشار  نیافته‌اند اشاره نمود. پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید موسیقی سنتی ایران محمد رضا شجریان و حسین علیزاده آثاری را پدیدآورد که شامل شش آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمی‌شود، فریاد، ساز خاموش، شب، سکوت، کویر و سرود مهر می‌شوند.
کیهان کلهر تنها موسیقی‌دان ایرانی است که ۴ بار نامزد جایزه گرمی آمریکا شده‌است. 'جوانی بدون جوانی' که در سال ۲۰۰۷ میلادی ساخته شد، فیلمی کاملاً شخصی از فیلمسازی است که در میانسالی قرار دارد و اتفاقاً تجربه دلنشینی را هم داشته است. وی در این سال‌ها با تعدادی از نوازندگان همچون اردال ارزینکان و تومانی دایاباته هم‌نوازی داشته. هم‌چنین به عنوان نوازنده در گروه راه ابریشم که یویوما ویولون‌سل‌نواز چینی-آمریکایی به راه انداخته حضور دارد. این گروه در دوازده فوریه‌ی ۲۰۱۷ برنده‌ی جایزه‌ی گرمی شد.
وی همراه با نوازندهٔ باقلامای ترکیه، اردال ارزنجان کنسرت‌هایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده‌است. کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر در شهر نیویورک به روی صحنه برد که در آن قطعاتی  از آلبوم شهر خاموش نواخته شد.

بیوگرافی محمدرضا ژاله بازیگر نویسنده گوینده

بیوگرافی محمدرضا ژاله بازیگر نویسنده گوینده

محمدرضا ژاله متولد ۳۰ مرداد ۱۳۶۹ در تهران بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون اهل ایران است. وی در ۲۰سالگی، با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی مزرعهٔ پدری

وارد دنیای تصویر شد او علاوه بر بازیگری، در زمینه‌های گویندگی  قصه گویی و نویسندگی نیز

فعالیت دارد.

مجموعهٔ تلویزیونی

عنوان فیلمسال ساختکارگردان
معمای شاه ۱۳۹۴تا۱۳۹۰ محمدرضا ورزی
هشت بهشت ۱۳۹۱ سعید عالم‌زاده
مزرعهٔ پدری ۱۳۸۹ عبدالرضا صادقی جهانی

سینمایی

عنوان سینماییسال ساختکارگردان
بهرام ۱۳۹۵ شقایق الله وردی