بیوگرافی و زندگی نامه امیر خسرو دهلوی :

حکیم ابوالحسن یَمین‌الدین امیر خسرو بَلخی دهلوی از شاعران پارسی‌گوی هندوستان است.
او در سال ۶۵۱ (هجری قمری) در پتیالی هند زاده شد و به سال ۷۲۵ (هجری قمری) در دهلی درگذشت. وی ملقب به سعدی هند و تخلص او "طوطی" است. امیرخسرو بر زبان‌های فارسی، عربی، ترکی و سانسکریت تسلط داشت.

پدر امیرخسرو، امیر سیف‌الدین محمود دهلوی از مردم کش ترکستان بود. وی دوران کودکی و نوجوانی را با فراگرفتن زبان و ادب فارسی در دهلی گذراند و پس از چندی در حلقه ارادت شیخ نظام‌الدین اولیا درآمد، او در غزل از سعدی پیروی نموده و از الفاظ و معانی شاعران متصوف ایرانی سود می‌جست.

امیرخسرو دهلوی

از اشعار امیر خسرو دهلوی :

بهار پرده بر انداخت روی نیکو را
نمونه گشت جهان بوستان مینو را


یکی در ابر بهاری نگر ز رشته ی صبح
چگونه میگسلد دانه های لولو را


  • سفر چگونه توان کرد در چنین وقتی
    ز دست چون بتوان داد روی نیکو را

  • به باغ غرقه ی خون است لاله دانی چیست
    ز تیغ کوه بریده است روزگار او را

  • بیا که تا به چمن در رویم و بنشینیم
    ببوی گل بکف آریم جام گلبو را

                 *********************


    مخر به نیم جو آن صحبتی که باغرض است
    که راحتی نبود صحبت ریایی را
    چو خاک بر سر راه امید منتظرم
    کزان دیار رساند صبا نسیم وفا
    برای کس چو نگردد فلک بی تقدیر
    عنان خویش گذارم به اقتضای قضا
    میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست
    چو من به خویش نباشم چه اختیار مرا
    کسی که بر درمیخانه تکیه گاهی یافت
    چه التفات نماید به مسند دارا ؟
    خوش آنکسی که درین دور میدهد دستش
    حریف جنس و می صاف و گوشه ی تنها

  •  ××××××××××××××××××××××

    ابر می بارد و من می شوم از یار جدا

    چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

     

    ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

    من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، يار جدا



    سبزه نوخيز و هوا خرم و بستان سرسبز

    بلبل روي سيه مانده ز گلزار جدا



    اي مرا در ته هر بند ز زلفت بندي

    چه كني بند ز بندم  همه يكبار جدا


    ديده ام بهر تو خونبار شد اي مردم چشم
    مردمي كن مشو از ديده خونبار جدا



    نعمت ديده نخواهم که بماند پس از این

    مانده چون ديده از آن نعمت ديدار جدا



    مي دهم جان ، مرو ازمن ،وگرت باور نیست
    بيش از آن خواهي بستان و نگهدار جدا



    حسن تو دير نماند چو ز خسرو رفتي

    گل بسي دير نماند چو شد از خار جدا

  • امیر خسرو دهلوی